عدالت در عصر ظهور

3ام اردیبهشت, 1396

عدالت در عصر ظهور چگونه محقق مى شود و چرا عدالت موعود در عصر اسلام برقرار نشد؟
اولين اقدام و راه تمامى پيامبران براى ايجاد قسط و عدل، كار فرهنگى و روشنگرى است. امام مهدى(عجل الله) نيز با اقدامات گسترده فرهنگى و تربيتى، به رشد فكرى و اخلاقى جامعه دست مى زند و جامعه مرده را احيا مى كند.
 آن گاه حضرت مهدى(عجل الله) به كمك آموزه هاى متعالى قرآن و دستورات عدالت محور اسلام، به اداره حكومت جهانى مى پردازد و با قوانين و سيره عادلانه، جهان را آكنده از عدل و داد مى كند.
در مرحله سوم، با استفاده از قدرت سلاح و نيروى نظامى و با شدت تمام به مقابله ستمگران و بيدادگرى مى پردازد و ريشه ظلم و ستم را بر مى اندازد.


امام باقر (علیه السلام) با توجه به اهميت سه عنصر فوق براى ايجاد عدالت مى فرمايند: «امامى كه قرآن، دانش و سلاح نزد اوست، از ما است».
تفاوت عمده ميان مكتب اسلام با ساير مكاتب در عدالت اين است كه اسلام، معنويت را پايه و اساس عدالت مى شمارد. حساسيتى كه اسلام در زمينه عدالت و تركيب آن با معنويت اسلامى از خود نشان مى دهد در هيچ مكتب ديگرى نظير و مانند ندارد. . .


چرايى عدم تحقق عدالت:
يكى از اغراض اصلى بعثت انبيا، تشكيل جامعه ايده آل براساس خداپرستى و ارزش هاى الهى و گسترش عدل و داد در سراسر زمين بوده و هر كدام در حد امكان قدمى در اين راه برداشته اند و بعضى از آن ها توانسته اند در محدوده جغرافيايى و زمانى خاصى حكومت الهى را برقرار سازند، ولى براى هيچ يك از ايشان شرايط حكومت عدل جهانى، فراهم نگشت.
البته فراهم نشدن چنين شرايطى به معناى نارسايى تعاليم و برنامه هاى انبياء و يا نقص مديريت و رهبرى ايشان نبوده و نيز به معناى تحقق نيافتن هدف الهى از بعثت ايشان نمى باشد زيرا هدف الهى فراهم شدن زمينه و شرايط براى سير و حركت اختيارى انسان ها است.


اما اين شرايط نه در زمان رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) حاصل بود و نه حتى اكنون. در عصر رسول اكرم، ايشان نهايت تلاش شان اين بود كه دين تازه را تبيين و اركان آن را تقويم بخشند. علاوه بر آن كه مخالفت مخالفان نگذاشت حتى الگوى مدينه النبى فراتر از اين شهر رفته و عدالت حتى در جزيره العرب مستقر گردد، چه رسد به ممالك ديگر و همه كره زمين.


بعد از رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) نيز علاوه بر آن كه تلاش ايشان در بدنه حكومت تداوم نيافت تا شرايط تبليغ اسلام در سرزمين هاى گسترده اى فراهم آيد، بلكه حكومت از مجراى حق خود خارج گشت و نابسامانى هاى فراوانى در ممالك اسلامى پديدار شد. حضرت على (علیه السلام) نيز كه بالاجبار مسئوليت حكومت را پذيرفت، چنان با مشكلات داخلى و تحريفات و تبعيضات و انحرافات مواجه شد كه در دوران حكومت چند ساله اندك خود نتوانست آن طور كه خود مى خواست عدالت را در محدوده قلمرو مركز حكومت خود محقق سازند . . .

 

 

پی نوشت:
جهت مطالعه متن کامل این پرسش و پاسخ به آدرس زیر مراجعه نمایید:
 http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=2313
به نقل از کتاب “مهدویت - دوران ظهور". جهت مطالعه متن کامل این پرسش و پاسخ به آدرس زیر مراجعه نمایید:
 http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=1356
جهت درج سوال و ارسال نظرات خود می توانید از ربات پرسمان استفاده نمایید:
 @porsemanbot
 http://porseman.org
 http://porsemani.ir
 @porseman

اشتراک گذاری این مطلب!

با مردم باش!

2ام اردیبهشت, 1396

برای الگو شدن باید در دسترس بود. در کوچه و بازار، در مسجد و مدرسه، در عزا و عروسی و در سختی ها و آسانی ها. مدیر تبلیغ باید در مقابل انظار مردم باشد.
شما که از نسل قدیم اندکی فاصله گرفته اید، شاید تاکنون نام حاجی عابدزاده مشهدی را نشنیده باشید.. روحانی خودساخته ای که با مردم زندگی می کرد. مردم فقط او را روی منبر نمی دیدند و از او تنها به شنیدن سخنی بسنده نمی کردند. او در میان مردم بود. وقتی کار می کردند، تشویقشان می کرد. وقتی غیبت می کردند، اخمشان می کرد. هنگام مرافعه آشتی شان می داد و در وقت سوگ غم از دل و جانشان می سترد. علم را با بردباری می آمیخت و به کامشان می ریخت و از جرعه تهذیب و خودسازی آنان را می نوشاند.


پس بدانید هنر این نیست که هنگام تبلیغ از خانه به مسجد و از مسجد به منبر بروید. هنر این است که با مردم زندگی کنید.

 

در ارتباط چهره به چهره، مخاطب همۀ حرف را به خود می‌گیرد و از این نظر واکنش نشان می‌دهد.
آقای قرائتی می‌گفت: در کاشان، دیوانه‌ای گاهی به مسجد محل می‌آمد و به افراد توهین می‌کرد؛ اما کسی توجهی به او نداشت. دید با این روش کاری از پیش نمی‌برد. روزی آمد مسجد و به امام جماعت گفت: آن حرفی که گفتم با تو بودم، بعد به نفر بعدی گفت و بعد به سومی… سرانجام او را گرفتند و از مسجد بیرون انداختند.


شما نیز در حوزۀتبلیغی خود از این ارتباط چهره به چهره با تک تک افراد غفلت نکنید. حرف را دقیق و روشن بزنید. با بعضی افراد به فراخور حال آنها کلاس خصوصی بگذارید. همواره دغدغۀ این را داشته باشید که یک نفر را بسازید. استعدادها را بشناسید و مثل پزشکی که برای هر بیمار نسخۀ جداگانه می‌دهد، با هر کسی در حد و اندازۀ خودش ارتباط برقرار کنید. اردوها، گردش‌های در دل طبیعت، سفرها و مواردی از این دست فرصت‌های مناسبی برای این امر مهم هستند.

 

هرجایی که شما برای تبلیغ می روید، مردم آداب و رسومی دارند و حساسیت ها و ملاحظه هایی. مُبلغ زیرک آن است که در وهله اول این حساسیت ها را بشناسد و نسبت به آنها آگاهی یابد آنگاه آنها را تجزیه و تحلیل کند. اگر با دین و تعالیم دینی مخالفت داشت با شکیبایی و روی خوش به نفی آنها بپردازد. نظیر کاری که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در هنگام ورود به شهر انبار کرد. حضرت وقتی دید عده ای در رکاب او می دوند، مرکب خویش را نگه داشت و سبب این کار را پرسید. گفتند ما برای احترام بزرگانمان چنین میکنیم. حضرت آنان را منع کرد و فرمود این کار، شما را به زحمت می اندازد و برای بزرگانتان سودی ندارد.(نهج البلاغه؛ حکمت ۳۷)

امروزه هم از این عقاید و آداب نادرست در همه جای دنیا هست. در بعضی از مناطق کشور خودمان، مردم معتقدند زن پس از زایمان تا چهل روز حق عبادت و نمازگزاردن ندارد. در برخی نقاط دیگر اعتقاد مردم آن است که زن پس از مرگ به محارم خویش جز دامادش نامحرم می شود… اینها با تعالیم دین سازگار نیست و نباید زیر بار آنها رفت.

 

پی نوشت:

شرط بلاغ، چهل کلید طلایی در مدیریت تبلیغ، حسین سرو قامت،ص ۲۷و۲۸.



اشتراک گذاری این مطلب!

اگر استغفار کنیم، خداوند به ما مال و فرزند می‌دهد.

2ام اردیبهشت, 1396

«ذکر استغفار، آثار فراواني دارد. يکی از آثارش در بيان حضرت نوح(ع) به قومش آمده است که فرمود: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا. يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا. وَ يُمْدِدْكُم بِأَمْوَالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا»؛
از پروردگار خودتان طلب مغفرت بکنيد که او غفار است. نتيجه‌اش چیست؟ آسمان بر شما بارش فراوان نازل مي‌کند؛ هم رحمت ظاهری است که همين باران است و هم برکات سمائي و معنوي است؛ «وَ يُمْدِدْكُم بِأَمْوَالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا»؛ اگر اهل استغفار بوديد خداي متعال شما را با مال و فرزند کمک مي‌کند… .

لذا یکی از دستورات در روایات به کسانی که خدا به آنها فرزندی نداده، این است که استغفار کنند. مثلاً يک‌سال سحرها استغفار کنند تا موانعش رفع شود؛ آن‌وقت خداي متعال ممکن است يک نسل پاکی به انسان بدهد».

 

استاد سیدمحمّدمهدی میرباقری، ۹۴/۲/۵
ostadmirbaqeri

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا بالای گنبد امام علی(علیه السلام) پرچمی وجود ندارد؟

22ام فروردین, 1396

-برای بسیاری از مردم این سوال وجود دارد که چرا بر گنبد نورانی امیرالمومنین پرچمی وجود ندارد در حالیکه تمامی گنبدهای ائمه اطهار پرچم دارند؟

– پرچم نمادی ست به نشانه خونخواهی و طلب تقاص و تقاص خون امام علی (علیه السلام) توسط فرزندش امام حسن علیه السلام از ابن ملجم ملعون پس گرفته شد؛ در حالیکه سایر ائمه در انتظار قیام امام منتظر برای قصاص مجرمین هستند.


گنبد حضرت زینب نیز پرچمی نداشت تا اینکه بارگاه نورانی اش بدست شمر صفتان بمباران شد و مدافعان حرم حضرت زینب پرچم تقاص را بر گنبد ملکوتی اش بر افراشتند…

یا مظهر العجائب

                                                ساعتی پیش ، گُلِ ذکرِ علی (علیه السلام) بر لب بود
                                                       مست شد هر که نفس های مرا بو کرده

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

اعتكاف از چه زمانى آغاز شد؟

21ام فروردین, 1396

قرآن مى فرمايد:
«و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه خانه مرا براى طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان، پاك و پاكيزه كنيد».


مراسم اعتكاف، به زمان حضرت ابراهيم عليه السلام بر مى گردد و بعد از او، در بعضى از شريعت ها و در زندگى برخى از صالحان - حضرت مريم و زكريا عليهم السلام- به چشم مى خورد. با ظهور دين اسلام، اين امر شكل تازه اى به خود گرفت و در ميان مسلمانان، به عنوان يك عبادت مستحب با آداب و شرايط خاص رايج شد.


پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله همه ساله در ماه رمضان - به ويژه دهه آخر آن - اعتكاف مى كرد و دستور مى داد رختخوابش را برچينند و چادرى در مسجد بر پا كنند و هميشه مى فرمود: «ده روز اعتكاف در ماه رمضان، برابر با دو حج و دو عمره است».


 امام حسن و امام حسين عليهماالسلام نيز به سنت اعتكاف عمل نموده و آن را زنده نگاه مى داشتند.


اعتكاف در دوران غيبت امام زمان(عجل الله) نيز ادامه داشته به ويژه در عصر صفوى كه در سايه تلاش هاى عالمان دينى در شهرهاى ايران رونق خاصى يافته است و اكنون در بسيارى از شهرهاى كشورمان در روزهاى 13، 14 و 15 ماه رجب (ايام البيض) برگزار مى شود.

 



جهت مطالعه متن کامل این پرسش و پاسخ به آدرس زیر مراجعه نمایید:
 http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=2298
به نقل از کتاب «احکام اعتکاف» جهت مطالعه متن کامل کتاب به آدرس زیر مراجعه نمایید:
http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=1245
جهت درج سوال و ارسال نظرات خود می توانید از ربات پرسمان استفاده نمایید:
🔹 @porsemanbot
🔹 http://porseman.org
🔹 http://porsemani.ir
🔹 @porseman

اشتراک گذاری این مطلب!

توصیه‌های عملی برای ماه رجب بر اساس بیانات رهبر انقلاب

19ام فروردین, 1396

«ماه رجب، ماه شعبان، یک آمادگاهی است برای اینکه انسان در ماه مبارک رمضان -که ماه ضیافت الهی است- بتواند با آمادگی وارد شود. آمادگی به چیست؟ در درجه‌ی اول، آمادگی به توجه و حضور قلب است؛ خود را در محضر علم الهی دانستن، در محضر خدا دانستن، همه‌ی حالات خود را، حرکات خود را، نیّات خود را، خطورات قلبی خود را در معرض و محضر علم الهی دانستن؛ در درجه‌ی اول، این مهم است.»


 توصیه‌های ماه رجب:
 در ماه رجب به ذکر، دعا و توسل اهمیت بدهید
از این ایام استفاده بردن و معنویت را تقویت کردن و با خدا ارتباط برقرارکردن و ذکر و دعا و توسّل را اهمیت دادن از وظایف است.
 از دعاهای ماه رجب معارف الهی را یاد بگیرید
دعاهای ماه رجب یک دریائی از معرفت است. در دعا فقط این نیست که انسان دل را به خدا نزدیک میکند؛ این هست، فراگیری هم هست. در دعا هم تعلیم است، هم تزکیه هست. . .
از هرساعت ماه رجب برای به‌دست آوردن توجه الهی استفاده کنید


ماه رجب، ماه مبارکی است؛ ماه توسل و تذکر و توجه و تضرع و استغاثه و محکم کردن پیوند دلهای محتاج و نیازمند ما به ذیل لطف و فضل الهی است. این روزها را قدر بدانید. هر یک روز ماه رجب، یک نعمت خداست. در هر ساعتی از این ساعات، یک انسان اگر هوشمند و زرنگ و آگاه باشد، میتواند چیزی را به دست بیاورد که در مقابل آن، همه‌ی نعمتهای دنیا پوچ است؛ یعنی میتواند رضا و لطف و عنایت و توجه الهی را به دست آورد. . .

 



جهت مطالعه متن کامل به آدرس زیر مراجعه نمایید:
🔸 http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=2297
جهت درج سوال و ارسال نظرات خود می توانید از ربات پرسمان استفاده نمایید:
🔹 @porsemanbot
🔹 http://porseman.org
🔹 http://porsemani.ir
🔹 @porseman

اشتراک گذاری این مطلب!

وصیت اخلاقی امام جواد علیه السلام

18ام فروردین, 1396

«قَالَ لِلْجَوَادِ علیه السلام رَجُلٌ: أَوْصِنِی قَالَ علیه السلام، وَ تَقْبَلُ؟ قَالَ؛ نَعَمْ قَالَ علیه السلام؛ تَوَسَّدِ الصَّبْرَ وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ وَ خَالِفِ الْهَوَى وَ اعْلَمْ أَنَّکَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَیْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ کَیْفَ تَکُونُ»؛ (1) مردی به حضرت جواد علیه السلام عرض کرد: مرا سفارشی بفرمایید. امام علیه السلام فرمود: می پذیری؟. گفت: آری. فرمود: تکیه بر صبر کن و به فقرا درآویز و شهوات را رها کن و مخالفت با هوای نفس نما و بدان که تو از دید خداوند مخفی نیستی، دقت کن چگونه باید باشی.

در کلام نورانی امام جواد علیه السلام، پنج اصل اخلاقی مطرح گشته که  تشریح هر کدام بیان می شود:

 

1. صبر

لحظه لحظۀ سلوک اخلاقی مؤمن، در بستر صبر شکل می گیرد؛ به طوری که وی به هر اندازه از مقام صبر دور باشد، افعال وی نیز ناقص تر می گردد؛ و از این روی امام جواد علیه السلام فرمودند: «تَوَسَّدِ الصَّبْرَ»؛ صبر را بالش خود قرار بده.

این تشبیه از آن رو است که چون آرامش و قرار جسمی انسان، با تکیه بر بالش است، مؤمن در رسیدن به آرامش روحی نیز، نیاز به تکیه گاهی چون صبر دارد.

وقتی از رسول خدا صلی الله علیه وآله سؤال می شود: ایمان چیست؟. ایشان می فرمایند: «الصَّبرُ.» (2)

 

2. فقر

از اموری که باعث تضییع عزّت برخی مؤمنان ضعیف الایمان می شود و یا در سلوک اخلاقی آنها خلل ایجاد می کند، فقر و مشکلات مادی است.

در نتیجه، آن امام همام علیه السلام فرمودند: «اعْتَنِقِ الْفَقْرَ»؛ (ای مؤمن!) فقر را در آغوش بگیر.به بیان دیگر اگر فقر و تنگدستی، تحمّل شود؛

اولاً، عزّتمندی مؤمن را به همراه دارد و

ثانیاً، مانع رشد اخلاقی و تکامل سالک نمی شود.

بر اساس حکمت و معارف توحیدی برخاسته از مکتب اهل بیت علیهم السلام، این بند از روایت را به مفهوم دیگری نیز می توان تفسیر نمود؛ و آن اینکه انسان سالک اِلی الله، «فقیر بالذّات» است، در مقابل خداوند متعال که «غنی بالذات» است؛ و بر این اساس، خود را نیازمند و محتاج دانسته و بسیاری از خودسری ها و خودبینی های او از بین می رود.

 

3. دوری از شهوات

یکی از اصول مهم در راه کسب اخلاقیات، عدم دخالت شهوات در افعال و کردار فرد می باشد؛ زیر خواسته های شهوانی، رنگ و بوی منیّت و انانیّت دارد و انسان را از کسب معارف حقّه الهی دور می سازد؛ حال آنکه امنیت مؤمن، قدم نهادن در حریم الهی است؛ لذا امام جواد علیه السلام در ادامۀ وصیت خویش فرمودند: «ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ»؛ شهوات را به دور انداز و رها کن. یعنی محور و اساس فعالیت های مؤمن، خواسته های الهی است، نه امیال نفسانی.

 

4. مخالفت با هوای نفس

سخت ترین وادی، در مسیر کسب فضائل اخلاقی مخالفت و مبارزه با هوای نفس است، در همین راستا و برای تبیّن بیشتر آن، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله، مبارزه با هواهای نفسانی را «جهاد اکبر» نامیده است (3).

اهمیت این مسئله بدان حد بوده که آن حضرت به همین مقدار کفایت نکرده و برای تبیین بیشتر آن فرموده اند:

«أَعْدَی عَدُوَّکَ نَفْسَکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ»؛ (4) دشمن ترین دشمنانت، نفس تو است که در بین دو پهلوی تو قرار دارد.

رسول الله صلی الله علیه وآله در کلام نورانی دیگری، از مبارزه با نفس به عنوان برترین جهاد یاد می کنند و می فرمایند: «اَفْضَلُ الْجِهَادِ أَنْ تُجَاهِدَ نَفْسَکَ وَ هَوَاکَ فِی ذَاتِ اللهِ تَعَالَی»؛ (5) برترین جهاد این است که به خاطر خدای تعالی با نفس و هوای نفسانیت مبارزه کنی. به تعبیر دیگر، باید اولین کار و آخرین کار مؤمن، جهاد با نفس باشد.

پس مخالفت با هوای نفس و صد البته رها نمودن شهوات، راه را برای وصال و لقای الهی هموار می سازد.

 

5. حضور در محضر الهی

آنچه بیشتر از همه برای سالک اهمیت داشته و در تمامی لحظات نباید از آن غافل باشد، دقت در این امر است که بداند، همیشه در محضر الهی به سر می برد، و در مَنظر و مرئای او است.

امام جواد علیه السلام فرمودند: «اِعْلَمْ أَنَّکَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَیْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ کَیْفَ تَکُونُ»؛ بدان که در برابر دیدۀ خدایی و متوجه باش که چگونه ای.

گفتار نورانی ای که از حضرت امام خمینی (رحمه الله) به یادگار مانده است نیز، احتمالاً برداشتی از این روایت امام جواد علیه السلام بوده است که فرمودند: «عالَم محضر خدا است، در محضر خدا معصیت نکنید.»

 

سالک باید از دستوری که اهل سلوک، از آن با عنوان «مراقبه» یاد می کنند و آن را مایۀ سعادت و رکن عمدۀ سیر و سلوک می خوانند، کمک بگیرد و در هر لحظه و در هر جایی و در هر حالی که هست، همواره خود را در محضر الهی بداند تا بدین ترتیب غفلت را که زمینه ساز گناهان و تخلّفات است، از وجود خویش دور سازد.

 

امام صادق علیه السلام به اسحاق بن عمّار فرمودند: «یَا إِسْحَاقُ خَفِ اللَّهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ وَ إِنْ کُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ یَرَاکَ فَإِنْ کُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لَا یَرَاکَ فَقَدْ کَفَرْتَ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ یَرَاکَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِیَةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِینَ عَلَیْکَ»؛ (6) ای اسحاق! به گونه ای از خدا بترس که گویا او را می بینی؛ هر چند تو او را نمی بینی، ولی او تو را می بیند، و اگر معتقد باشی که او تو را نمی بیند، بی شک به او کفر ورزیده ای، و اگر بدانی که او تو را می بیند و آن گاه در حضور او معصیت کنی، بی تردید او را از بی ارزش ترین بینندگان قرار داده ای.

 

 

 

الهی! به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.

 

الهی! چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم. (7)

 

 

 

پی نوشت:

1) بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج 75، ص358.

2) میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ترجمه حمید رضا شیخی، 1379، چ دوم، 690، ص 2958.

3) جامع الصغیر، جلال الدین سیوطی، تصحیح احمد سعد علی، چ 4، ج 2، ص 85.

4) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 68، ص 64.

5) میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج 2، ص854.

6) اصول کافی، کلینی، تصحیح استاد حسن زاده آملی، ج 2، ص 55.

7) الهی نامه، علامه حسن زاده آملی، ص 4 و 3.

 

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

درمانگاه افسرده ها

15ام فروردین, 1396

اگر غم در زندگی شما حضوری فعال دارد و به طور افراطی عاشق تنهایی هستید…. شاید شما هم افسرده اید!
اما این جا چراغی روشن است:
- بی جهت خودخوری نکنید، برخی رویدادها، خارج از کنترل ماست.
- نگویید «من همیشه بازنده ام!» بگویید «تلاشم خوب بود ولی در آینده به تلاش بیشتری نیاز دارم.»
- نسبت به خودتان سخت گیر، پرتوقع و سرزنش گر نباشید؛ اگر این مشکل مربوط به دوستتان بود، می گفتید چگونه برخورد کند؟!
- بیش تر با شوخ طبع ها دم خور شوید.
- ورزش کنید؛ همیشه و همه جا.
- راه کارهای مسأله گشایی و برقراری روابط اجتماعی را بیاموزید.
- از گذشته، آینه دق نسازید و آینده را تاریک نبینید.
- از تأثیر شگرف دعا و دیگر برنامه های مذهبی غافل نباشید.


دوازده نشانه بیداری و سرزندگی روح:

۱. لذت بردن از هر لحظه زندگی.
۲. شکرگزاری و قدردانی از آفریدگار در هر فرصتی.
۳. داشتن لبخندهای غیر ارادی.
۴. احساس پیوستگی با دیگر موجودات و طبیعت.
۵. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد دیگران.
۶. عدم علاقه به هرگونه قضاوت در مورد خودتان.
۷. عدم توانایی برای هرگونه نگرانی و دلواپسی.
۸. عدم علاقه به هرگونه درگیری.
۹. عدم علاقه به اینکه به کارهای دیگران فکر کنید و یا دلایل آن را بررسی کنید.
۱۰. تمایل زیاد به اینکه اجازه دهید زندگی خودش مسیرش را طی کند به جای اینکه مسیر آن را مشخص و تعیین کنید.
١١. تمایل به اینکه به طور همزمان تصمیم بگیرید و عمل کنید ، به جای اینکه به تجربیات و ترس های گذشته خود رجوع کنید.
١٢. دستیابی به نیروی عشق ورزیدن به دیگران، بدون انتظار برای بازگشت.


پی نوشت

سایت محدثه بلاغ

 

اشتراک گذاری این مطلب!