ذهنیت منفی در روایات

17ام فروردین, 1397

يكی از زيان های فردی سوءظن اين است كه شخص بدگمان به دليل عدم اعتماد به مردم، هميشه در رنج و ناراحتی بسر می برد و به گمان بد خود ديگر كسی را نمی يابد كه با او معاشرت كند، چون افراد بدبين به خاطر ترسی كه از مردم دارند و آنان را مورد اعتماد خود نمی دانند، جز اين كه گوشه نشينی اختيار كرده و دور از اجتماع زندگی كنند و به طور كلی روابط خود را با مردم قطع نمايند، چاره ای ندارند زيرا از همه می ترسند.

حضرت علی عليه السّلام فرمود: مَن لَم يَحْسِنْ ظَنّهُ اِسْتَوْحَشَ مِن كُلّ أَحَدٍ؛ كسی كه بدبين است از همه وحشت دارد. ۱

سوءظن غيبت قلبی است:
زيان فردی ديگری كه سوءظن دارد اين است كه گمان بد، خود نوعی غيبت قلبی است. علمای اخلاق سوءظن را يكی از مصاديق غيبت قلب می دانند، به اين معنی كه اگر انسان در دل و ضمير خود نسبت به برادر مسلمانش بدبين شد در دل از او غيبت كرده است و از ديدگاه دين مقدس اسلام، گذشته از ممنوع بودن گناه، فكر گناه نيز ناپسند است چون فكر گناه سبب می شود كه انسان صفای روح خود را از دست بدهد.

امير مؤمنان حضرت علی عليه السّلام فرمود:
مَن كَثُرَ فِكْرُهُ فِي المَعَاصِی دَعَتهُ إِلَيهَا؛كسی كه زياد در باره گناهان فكر كند گناهان او را به سوی خود می كشند. ۲

سوءظن نيز اين گونه است، زيرا اگر كسی نسبت به برادران دينی خود بدگمان شد و به اين بدبينی ترتيب اثر داد ـ يعنی در دل آن را پی گيری كرد و پرورش داد ـ سوءظن او منتهی به غيبت قلبی می شود.

 

اختلال در امور اجتماع:

 مردم بايد در معاشرت خود نسبت به يكديگر حسن ظن داشـته باشند، كه اگر حسن ظن و اعتماد متقابل نباشد چرخ زندگی از كار می افتد و ادامه فعاليت و همكاری برای مردم دشوار می شود، زيرا در اجتماعی كه مردم به يكديگر اطمينان نداشته باشند نمی توانند روابط خوب و پايداری ميان خود برقرار سازند.

گسستن رشته الفت در اجتماع:
يكی از زيانبارترين نتايج سوءظن اين است كه رشته الفت و مودّت مردم را از هم می گسلد و بين آنان تفرقه و جدايی به وجود می آورد.

حضرت علی عليه السّلام فرمود:
مَن غَلَبَ عَلَيهِ سُوءُ الظّنّ لَم يتْرَكْ بَيْنَهُ وَبَيْنَ خَليلٍ صُلْحًا؛بر هر كس بدگمانی غلبه كند هر گونه صلح و صفا بين او و دوستانش از بين می رود. ۳

تباه شدن عبادت و ايمان: 

از مفاسد ديگری كه سوءظن دارد اين است كه سبب فساد و تباهی عبادت انسان می شود. از اين رو اميرمؤمنان عليه السّلام مردم را از عاقبت اين بلايی كه دامن گير افراد می شود بر حذر داشته و می فرمايد:
إيَّاك أنْ تسِيء الظَّنَّ فإِنَّ سُوء الظَّنَّ يُفْسِدُ الْعِبادة و يُعظِّمُ الْوِزْر؛ از گمان بد دوری كنيد زيرا بدگمانی اثر عبادت را از بين می برد و گناه انسان را بزرگ می سازد. ۴
 و نيز فرمود: لااِيمَانَ مَعَ سُوءِ ظَنّ؛ ايمان با سوءظن جمع نمی شود. ۵

و نيز حضرت می فرمايند: آفَةُ الدِّينِ سُوءُ الظَّن؛ سوءظن آفت و مخرب دين است. ۶

ورُوِيَ أَنَّ دَاوُدَ عليه السلام قَالَ يَا رَبِّ مَا آمَنَ بِكَ مَنْ عَرَفَكَ وَلَمْ يُحْسِنِ الظَّنَّ بِك؛ روايت شده حضرت داود عليه السلام به خداوند عرضه می دارد خدايا: كسی كه تو را شناخت و به تو خوش ببن و خوش گمان نبود در حقيقت به تو ايمان نياورده است. ۷

سوءظن منشأ گناهان و صفات ناپسند ديگر:

اميرمؤمنان عليه السّلام فرمود: سُوءُ الظَّنِّ يُفْسِدُ الْأُمُورَ و َيُبْعِثُ عَلیَ الشّرُور؛ بدگمانی درباره مردم كارها را درهم می ريزد و بدي ها را برمی انگيزد و مردم را به بدي ها و زشتي ها وامی دارد. ۸
خلاصه اين كه سوءظن مفاسد زيادی به دنبال دارد كه قرآن مجيد و ائمه معصومين عليهم السّلام از آن نهی كرده اند.

منبع:
۱-غررالحکم،ص254
۲-غررالحکم،ص186
۳-غررالحکم،ص264
۴-غررالحکم،ص263
۵-غررالحکم،ص264
۶-غررالحکم،ص263
۷-مستدرک،ج11،ص248
۸-غررالحکم،ص263

اشتراک گذاری این مطلب!

ذهنیت منفی در روایات

17ام فروردین, 1397

يكی از زيان های فردی سوءظن اين است كه شخص بدگمان به دليل عدم اعتماد به مردم، هميشه در رنج و ناراحتی بسر می برد و به گمان بد خود ديگر كسی را نمی يابد كه با او معاشرت كند، چون افراد بدبين به خاطر ترسی كه از مردم دارند و آنان را مورد اعتماد خود نمی دانند، جز اين كه گوشه نشينی اختيار كرده و دور از اجتماع زندگی كنند و به طور كلی روابط خود را با مردم قطع نمايند، چاره ای ندارند زيرا از همه می ترسند.

حضرت علی عليه السّلام فرمود: مَن لَم يَحْسِنْ ظَنّهُ اِسْتَوْحَشَ مِن كُلّ أَحَدٍ؛ كسی كه بدبين است از همه وحشت دارد. ۱

سوءظن غيبت قلبی است:
زيان فردی ديگری كه سوءظن دارد اين است كه گمان بد، خود نوعی غيبت قلبی است. علمای اخلاق سوءظن را يكی از مصاديق غيبت قلب می دانند، به اين معنی كه اگر انسان در دل و ضمير خود نسبت به برادر مسلمانش بدبين شد در دل از او غيبت كرده است و از ديدگاه دين مقدس اسلام، گذشته از ممنوع بودن گناه، فكر گناه نيز ناپسند است چون فكر گناه سبب می شود كه انسان صفای روح خود را از دست بدهد.

امير مؤمنان حضرت علی عليه السّلام فرمود:
مَن كَثُرَ فِكْرُهُ فِي المَعَاصِی دَعَتهُ إِلَيهَا؛كسی كه زياد در باره گناهان فكر كند گناهان او را به سوی خود می كشند. ۲

سوءظن نيز اين گونه است، زيرا اگر كسی نسبت به برادران دينی خود بدگمان شد و به اين بدبينی ترتيب اثر داد ـ يعنی در دل آن را پی گيری كرد و پرورش داد ـ سوءظن او منتهی به غيبت قلبی می شود.

 

اختلال در امور اجتماع:

 مردم بايد در معاشرت خود نسبت به يكديگر حسن ظن داشـته باشند، كه اگر حسن ظن و اعتماد متقابل نباشد چرخ زندگی از كار می افتد و ادامه فعاليت و همكاری برای مردم دشوار می شود، زيرا در اجتماعی كه مردم به يكديگر اطمينان نداشته باشند نمی توانند روابط خوب و پايداری ميان خود برقرار سازند.

گسستن رشته الفت در اجتماع:
يكی از زيانبارترين نتايج سوءظن اين است كه رشته الفت و مودّت مردم را از هم می گسلد و بين آنان تفرقه و جدايی به وجود می آورد.

حضرت علی عليه السّلام فرمود:
مَن غَلَبَ عَلَيهِ سُوءُ الظّنّ لَم يتْرَكْ بَيْنَهُ وَبَيْنَ خَليلٍ صُلْحًا؛بر هر كس بدگمانی غلبه كند هر گونه صلح و صفا بين او و دوستانش از بين می رود. ۳

تباه شدن عبادت و ايمان: 

از مفاسد ديگری كه سوءظن دارد اين است كه سبب فساد و تباهی عبادت انسان می شود. از اين رو اميرمؤمنان عليه السّلام مردم را از عاقبت اين بلايی كه دامن گير افراد می شود بر حذر داشته و می فرمايد:
إيَّاك أنْ تسِيء الظَّنَّ فإِنَّ سُوء الظَّنَّ يُفْسِدُ الْعِبادة و يُعظِّمُ الْوِزْر؛ از گمان بد دوری كنيد زيرا بدگمانی اثر عبادت را از بين می برد و گناه انسان را بزرگ می سازد. ۴
 و نيز فرمود: لااِيمَانَ مَعَ سُوءِ ظَنّ؛ ايمان با سوءظن جمع نمی شود. ۵

و نيز حضرت می فرمايند: آفَةُ الدِّينِ سُوءُ الظَّن؛ سوءظن آفت و مخرب دين است. ۶

ورُوِيَ أَنَّ دَاوُدَ عليه السلام قَالَ يَا رَبِّ مَا آمَنَ بِكَ مَنْ عَرَفَكَ وَلَمْ يُحْسِنِ الظَّنَّ بِك؛ روايت شده حضرت داود عليه السلام به خداوند عرضه می دارد خدايا: كسی كه تو را شناخت و به تو خوش ببن و خوش گمان نبود در حقيقت به تو ايمان نياورده است. ۷

سوءظن منشأ گناهان و صفات ناپسند ديگر:

اميرمؤمنان عليه السّلام فرمود: سُوءُ الظَّنِّ يُفْسِدُ الْأُمُورَ و َيُبْعِثُ عَلیَ الشّرُور؛ بدگمانی درباره مردم كارها را درهم می ريزد و بدي ها را برمی انگيزد و مردم را به بدي ها و زشتي ها وامی دارد. ۸
خلاصه اين كه سوءظن مفاسد زيادی به دنبال دارد كه قرآن مجيد و ائمه معصومين عليهم السّلام از آن نهی كرده اند.

منبع:
۱-غررالحکم،ص254
۲-غررالحکم،ص186
۳-غررالحکم،ص264
۴-غررالحکم،ص263
۵-غررالحکم،ص264
۶-غررالحکم،ص263
۷-مستدرک،ج11،ص248
۸-غررالحکم،ص263

اشتراک گذاری این مطلب!

رابطه محاسبه نفس با افسردگی

8ام فروردین, 1397

هیچ پدیده‌ای در عالم نیست که مؤمن با آن رابطۀ معنوی برقرار نکند. شاید خیلی‌ها برخی بخش‌های زندگی-مثل غذا خوردن یا خوابیدن یا ازدواج- را جدای از معنویت بدانند ولی مؤمن هیچ بخشی از زندگی را غیرمعنوی نمی‌داند، کمااینکه برای این بخش‌های زندگی هم ذکر وارد شده است. اصلاً ما در بستر همین زندگی طبیعی و روال عادی و مادی زندگی است که به خدا می‌رسیم.

هیچ قسمتی از زندگی ما نیست که از دیانت و معنویت خارج باشد و به دین ربط نداشته باشد و خدا مستقیم و یا غیرمستقیم، برایش دستور نداده باشد. البته خدا همۀ دستورات را به‌طور شفاف به ما نمی‌دهد، گاهی باید ضجه بزنیم و توسل پیدا کنیم که «خدایا! تکلیف مرا به من بفهمان که بدانم بین این اقدامات، کدامش را باید انجام دهم؟ کدامش را بیشتر دوست داری؟»

یکی از دستورات بسیار مهم دین که آن‌ را برای ایام نوروز پیشنهاد می‌دهیم محاسبه نفس است. البته دستور محاسبۀ نفس در پایان هر روز باید انجام بگیرد اما حداقلش این است که انسان سالی یک‌بار بنشیند و خودش را محاسبه کند؛ همان‌طوری که ادارات در آخر سال، اموال خود را محاسبه و جمع‌بندی می‌کنند.

محاسبۀ نفس سه اثر مهم دارد:

محبوب خدا شدن:

اولین اثر محاسبه نفس این است که آدم محبوب خدا می‌شود. همین‌که می‌نشینی از خودت حساب‌رسی می‌کنی، خدا به تو علاقه پیدا می‌کند. چون خدا از انسان مراقب و حساب‌گر خوشش می‌آید. مراقبت هم یعنی همان تقوا؛ و محاسبۀ نفس هم یکی از ارکان این مراقبت است.

 محاسبۀ نفس، ارتباط انسان را عمیقاً با خدا برقرار می‌کند. وقتی شروع به محاسبه نفس می‌کنی، احساس می‌کنی خدا به تو نزدیک‌تر شده و فهم تو را افزایش داده است.

اقدام برای رفع عیوب:

اثر دوم محسابۀ نفس این است که انسان به عیوب خودش آگاه می‌شود و به گناهان خودش احاطه پیدا می‌کند. و خودبه‌خود به این سمت می‌رود که عیب‌های خودش را برطرف کند(مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ وَقَف‏…غررالحکم/ص648)

اگر مدام محاسبۀ نفس کنیم و به عیوب خودمان نگاه کنیم، افسرده نمی‌شویم؟

نه؛ چون ما در این کار تنها نیستیم، بلکه در آغوش خدا به عیوب خودمان می‌پردازیم و از خدا می‌خواهیم عیوب‌مان را برطرف کند، مثل بچه‌ای که لباسش کثیف شده و به آغوش مادرش پناه می‌برد و گریه می‌کند. و خدا قطعاً بیشتر از یک مادر، بندگانش را دوست دارد.

حساب آسان در قیامت:

اثر سوم محاسبۀ نفس این است که هر کسی در دنیا محاسبۀ نفس کند، روز قیامت از او آسان‌تر حساب‌رسی می‌کنند. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: روز قیامت پنجاه ایستگاه محاسبه هست که در هر کدام، آدم را هزار سال نگه می‌دارند(کافی/8/143) اما کسی که در دنیا اهل محاسبۀ نفس بوده، از این مواقف، آسان عبور می‌کند.

خوب است در مساجد، برای سکوت و تفکر و محاسبۀ نفس، یک وقتی را در کنار نماز اختصاص دهند. مثلاً بعد از نماز بگویند: «حالا پنج دقیقه محاسبۀ نفس کنید» خودِ فکر کردن، بهترین عبادت است. البته در وقت تفکر، نباید به سراغ حسرت از گذشته یا غصۀ آینده برویم یا به حساب دیگران برسیم! باید به احوال نفس خودمان فکر کنیم.

امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرماید: محاسبۀ نفس خودت را یادداشت کن «…فَیَجْمَعَ‏ ذَلِکَ‏ فِی صَدْرِهِ‏ أَوْ فِی کِتَاب؛ غررالحکم/ص453» محاسبۀ نفس کن و بنویس؛ جمع‌بندی آن‌را هم به عهدۀ خدا بگذار! یعنی بعد از حساب و کتاب، صادقانه به خدا بگو: «خدایا! من از پسِ این نفس بر نمی‌آیم! نمی‌توانم درستش کنم، خودت درستش کن!»

یکی از وجوه معنویت نوروز این است که ما در پایان هر سال، نفس خودمان را محاسبه کنیم. مثلاً در محاسبۀ نفست بگو: «من چند سال از عمرم را گذرانده‌ام؟ چه خلقیات و رفتارهایی دارم؟ این کارها را برای چه انجام داده‌ام؟ در این ده-بیست سالی که از عمر تکلیف من گذشته، چه تغییری در خودم ایجاد کرده‌ام؟ چرا خطاهای من تکرار شده؟»

چون آدم وقتی مرتکب خطایی می‌شود باید متوجه نقطه ضعف خودش بشود و آن خطا را تکرار نکند.

 

منبع:

پناهیان ،حرم رضوی ۹۵.۱۲.۲۷

 

اشتراک گذاری این مطلب!

روغن سوخته را نذر امام زاده کن

7ام فروردین, 1397

می‌توانی از تفریحت سودی ببری که خیلی‌ها از عبادت‌شان نمی‌برند!

چطور با نشاط و تفریح خودمان می‌توانیم آخرت به‌دست بیاوریم؟

یکی با تغییر نیت‌مان، یکی با تغییر نگاه‌مان!

 اگر نگاهت به بهار، محبت خدا به تو باشد، آن‌وقت بهار برایت یک فصل معنوی خواهد بود

 ۹۹درصد دینداری به نیت است!

امام علی(علیه السلام): آدم با «نشاط خودش» می‌تواند آخرت بخرد!

 


دنیا بر اساس نگاه و نیت ما تغییر خواهد کرد.

 اگر نگاه کسی به بهار، محبت خدا به خودش باشد، آن‌وقت بهار برای او یک فصل معنوی خواهد بود. آدم می‌تواند تعطیلات و تفریحاتش را با نیت خودش، سرشار از عبادت کند. همۀ اینها فرصت‌هایی برای بندگی است.

اگر نیت کسی در تعطیلات نوروز بهره‌گیری برای معنویتش باشد، خدا فضا را بر اساس نیت او نورانی خواهد کرد، و او از تفریحش سودی می‌برد که خیلی‌ها از عبادت‌شان نمی‌برند!

مهمترین کاری که ما در این عالم می‌توانیم انجام دهیم، نیت کردن است. نیت مؤمن از عمل او بهتر است(عده‌الداعی/۲۷) ما با نیت‌های خودمان خیلی بیشتر از اعمال و کارهای خوب‌مان می‌توانیم عالم را تحت تأثیر قرار دهیم.

ما برای تفریح خودمان هم می‌توانیم نیت قربه الی الله داشته باشیم. خُب شما که می‌خواهی به تفریح بروی، بگو: «خدایا! به‌خاطر تو به تفریح می‌روم!» روغن سوخته را نذر امامزاده کن؛ خدا از تو قبول می‌کند! البته بعضی‌ها نمی‌توانند این‌طور نیت کنند و می‌گویند: «من که به‌خاطر خودم دارم به تفریح می‌روم، چطور به‌خاطر خدا نیت کنم؟!»

 امیرالمؤمنین(علیه السلام) در ذیل آیه «وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا»(قصص/۷۷) فرمود: یعنی سلامتی، قدرت بدنی، جوانی، فراغت و نشاط خودت را فراموش نکن که تو با این‌ها می‌توانی آخرت بخری(امالی صدوق/۲۲۸) یعنی آدم با نشاط و تفریح خودش هم می‌تواند آخرت بخرد! یعنی به‌خاطر خدا به تفریح بروید و نشاط داشته باشید.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: اینکه با خانمت بشینی و صحبت کنی، ثوابش از اعتکاف در مسجدالنبی هم بالاتر است(مجموعۀ ورّام/۲/ ۱۲۲)

 چگونه با نشاط و تفریح خودمان می‌توانیم آخرت به‌دست بیاوریم؟ یکی بانیت خودمان و یکی هم با نگاه خودمان. مثلاً شُکر که این‌قدر ارزش دارد، وقتی در دل انسان می‌آید که نگاهش درست شود. خدا می‌فرماید همین‌که بنده‌ام بفهمد من این نعمت را به او داده‌ام، این‌را به‌عنوان شکر، از او قبول می‌کنم(کافی/۲ /۹۶)

 خانمی که در خانه غذا درست می‌کند، نیتش این باشد که «به‌خاطر خدا غذا درست می‌کنم؛ می‌خواهم به‌خاطر خدا به خانواده‌ام خدمت کنم» آن‌وقت چقدر این غذا نورانی و متفاوت می‌شود!

یکی از آثار معنویت این است که ایمان به غیب(چیزهای پنهان) داشته باشیم، و یکی از چیزهای پنهان، همین نور و اثر نیت اعمال است.

 شما می‌توانید با نیت خیر خودتان کلی ثواب بخرید. مثلاً نیت کنید که «ای کاش نوروز امسال می‌توانستم به حرم امام رضا(علیه السلام) بروم» یا «ای کاش در مشهد یک هتل داشتم و دو هزار نفر را در ایام نوروز به زیارت می‌بردم» اینها خیال‌پردازی نیست، اینها دعا و نیت خیر است و حدّی هم ندارد!

 خیلی بد است اگر ما فکر کنیم که مذهبی و دیندار بودن فقط به انجام رفتار خوب و مرتکب نشدن رفتار بد است؛ این شاید یک‌درصد ماجرا باشد ۹۹درصد دینداری به نیت است! البته این هم درست نیست که بگوییم «دلت پاک باشد، اگر رفتارت هم خراب بود اشکال ندارد!» دل پاک، به اصلاح رفتار اهمیت می‌دهد.

اگر ما دینداری را غالباً به نیت بدانیم، با نیت خودمان سفری خواهیم کرد که در مقام عمل هم توفیقات‌مان زیاد می‌شود.

 نیت کردن مثل دویدن و بازی بدون توپ در زمین فوتبال است. آن‌جاهایی که بدون عمل، نیت‌های خوب دارید و آن‌جاهایی که با اعمال سادۀ روزمرۀ خودتان نیت‌های خوب دارید، همان‌جاست که نورانی می‌شوید و توفیق اعمال ویژه و قدرت ترک گناه پیدا می‌کنید!

 اگر واقعاً «نیت خوب خیلی ارزش دارد» پس اول باید مسئولین مملکتی به این حرف گوش کنند و نیت خوب داشته باشند. و الا مردم حق دارند که بگویند: «اگر نیت این‌همه خیر و برکت دارد، خُب مسئولین مملکتی نیت قربه الی‌الله کنند و این‌قدر حقوق‌های بالا نگیرند!»

 

منبع:

سخنان آقای پناهیان حرم رضوی 
۹۵.۱۲.۲۶

 

اشتراک گذاری این مطلب!

مراقبت از آفات با ...

6ام فروردین, 1397

«صله رحم» مانند دیگر فضایل اخلاقی درجه های متفاوتی دارد و با حداقل ارتباط که همان رفت و آمد خانوادگی یا سلام کردن است، آغاز می شود و با مهرورزی بیشتر از طریق رفع مشکلات و نیازمندی های خویشان به وسیله همکاری و مشارکت در زمینه های مختلف و کمک های عاطفی، مالی و جانی تکامل می یابد. بدیهی است به میزان تقویت و گسترش این ارتباطات در عمق و سطح، آثار و برکات وسیع تری نصیب فرد و جامعه می شود.

 

1. آثار دنیوی

الف) افزایش عمر
خداوند متعال برای هر امتی، عمری مشخص قرار داده است: «لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ». (اعراف: 34) البته آن را مشروط به عواملی ساخته است تا زیادت و نقصان پذیرد. به عبارت دیگر، بخشی از عمر آدمی، عمر حتمی و قطعی اوست که به آن «اجل محتوم» گویند و بخشی دیگر، عمر موهبتی الهی است که آن را در ازای عمل به قوانینی که خود مقرر داشته است، به بندگانش عطا می کند.

امام صادق علیه السلام می فرماید:
من چیزی مؤثرتر از صله رحم برای زیادتی عمر نمی شناسم. گاهی کسی که تنها سه سال به پایان عمرش باقی است، صله رحم می کند و خداوند به برکت آن، سی سال بر عمر او می افزاید و عمر او تا سی و سه سال دراز می گردد و گاه کسی که سی و سه سال به پایان عمرش باقی است، ولی قطع رحم می کند و خداوند سی سال از عمر او را کاهش می دهد و سه سال پس از آن، مرگ او فرامی رسد.

ب)افزایش روزی و رفع فقر
از دیگر کارکردهای صله ارحام، جلب رزق الهی و نعمت های خداوندی است. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:
هر کس برای من یک چیز را ضمانت کند، من چهار چیز برای او ضمانت می کنم. صله رحم کند تا خداوند او را دوست بدارد. روزی اش را توسعه دهد، عمرش را زیاد کند و او را به بهشت وارد کند.
امام سجاد علیه السلام نیز درباره نیکی، صدقه پنهانی و صله ارحام می فرماید: «عمر را زیاد می کند و فقر را از بین می برد.» اساساً «صله ارحام» یکی از مصداق های تقوای الهی و عمل به فرمان های اوست. خداوند به تقواپیشگان وعده نعمت و رزق را داده است از جایی که گمان نمی برند: «وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ؛ هر کس که تقوا پیشه کند، خداوند برای او راه خروجی (از مشکلات) قرار می دهد و او را از آنجا که گمان نمی برد، روزی می رساند». (طلاق: 1 و 2)

ج) تأمین سلامتی و سامان یافتن امور
دست یابی به عافیت دنیا و آخرت و سلامت جسم و روح، دعای همیشگی مؤمنان است که چنین با معبود خود نجوا می کنند: «یا ولیّ العافیة نسئلک العافیة، عافیة الدنیا و الآخرة، بجاه محمد و عترته الطاهرة».
صله ارحام نیز سلامتی جسمی و روحی و سامان کارهای زندگی مؤمن را به همراه دارد. امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید: «نیکی و صله رحم کنید… که همه امور شما را در طریق درست سامان خواهد داد.» رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز فرموده است: «کسی که تأخیر مرگ و سلامت بدن را دوست دارد، صله رحم کند».
علاوه بر سلامتی جسمی و سامان یافتن کارها، صله ارحام با ایجاد محبت میان خویشاوندان، دست یابی به آرامش و کاهش اضطراب از طریق حضور در جمع، کسب هویت اجتماعی و فرصت ابراز خود به ویژه در دوران جوانی و نوجوانی، به طور گسترده ای در تأمین امنیت روانی و سلامتی روحی مؤثر است. انسان های گوشه گیر، مضطرب و بحران زده، نه تنها جسمی نحیف و بیمار، بلکه روح و شخصیتی ناپایدار و متزلزل دارند.
در این باره از امام علی علیه السلام نقل شده است که:
هرگاه کسی از رحم خود عصبانی شد و بر او خشم گرفت، باید به سوی او روانه شود و با او تماس برقرار کند. به درستی که دو رحم با تماس با یکدیگر، به آرامش و سکون می رسند.


د) در امان ماندن از گناه


امام صادق علیه السلام درباره نقش صله ارحام در حفظ آدمی از گناه می فرماید:
صله رحم و نیکی کردن، حساب رسی را آسان می کند و انسان را از گناه در امان می دارد. پس با ارحام خود پیوند داشته باشید و به برادرانتان نیکی کنید، گرچه به سلام و به جواب سلام باشد.
در صورتی که ارتباط با خویشاوندان مایه فرو افتادن آدمی به ورطه گناه شود، باید به حداقل ارتباط که در حدیث امام صادق علیه السلام است، بسنده کرد؛ زیرا نداشتن پیوند گسترده با خویشاوندان بدرفتار و عمل به این حکم دینی، خود، جلوه دیگری از در امان ماندن از گناه است.

ه) پالایش روح، اخلاق و عمل و تقویت پایه های دین
صله رحم مایه پاکیزگی عمل و در نتیجه، قبولی اعمال می گردد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «انَّ صلة الرّحم تُزکّی الاعمال.» همچنین صله ارحام، روح را پالایش می کند، اخلاق را نیکو و دست را سخاوتمند می سازد. آن گاه که اخلاق، نیکو و روح، تزکیه شد، پایه های دین داری استوار می گردد و این یکی از آثار مهم صله ارحام است.

2. آثار آخرتی
خداوند، بنده ای را دوست می دارد که خودپرست و منفعت جو نباشد، بلکه با استفاده از نعمت های الهی در جهت خدمت به خلق او به ویژه خویشاوندان، شکر عملی نعمت های او را به جای آورد. چنین کسی دوستدار خدا و مشمول محبت الهی است. خداوند، سختی های مرگ را برای او آسان می سازد و بدنش را در قبر، خوش بو می سازد. گناهانش را می بخشد، حساب رسی او را در قیامت آسان می کند و از عذاب دوزخ، رهایی می بخشد. چنین مؤمنی شایسته دریافت پاداش عظیم الهی است و مجوز ورود به بهشت پرنعمت الهی را می یابد.
از امام سجاد علیه السلام آمده است:
اگر دوست داری که خداوند، جسد تو را خوش بو گرداند و گناه تو را در قیامت ببخشد، نیکی کن و پنهانی صدقه بده و صله رحم به جا آور.

آثار اجتماعی صله ارحام

1. هم بستگی اجتماعی
جامعه شناسان معتقدند که هم بستگی اجتماعی معلول پدیده ای به نام هم بستگی گروهی است و هم بستگی گروهی به معنای آن است که «افراد گروه در قالب گروهی که هستند، وحدت خود را حفظ کنند و با عناصر وحدت بخش مثل: مذهب، فرهنگ، عاطفه، میهن و خویشاوندی، هم نوایی یابند».
 امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «صلة الرحم توجب المحبّه و تُکبتُ العَدوّ؛ صله رحم دوستی می آورد و دشمن را رسوا می سازد».

2. نظارت اجتماعی
برقراری روابط منسجم، رواج تعامل های دو جانبه، در هم آمیختگی منافع و مصالح مشترک، تلاش جهت رفع حاجت های مادی و معنوی دیگران و… به عنوان مهم ترین زمینه ها و آثار صله رحم، نتایج متعددی از جمله نظارت اجتماعی را به همراه خواهد داشت. شبکه خویشاوندی به عنوان یک جامعه کوچک به طور مستقیم و غیر مستقیم ناظر بر رفتار یکدیگرند. دستور اسلام برای برقراری روابط مستحکم نیز زمینه را برای چنین نظارتی فراهم می سازد. به همین دلیل، پیامبر برای بیان احکام اسلام و اجرای آن مأمور می شود از خویشان خود آغاز کند: «وَ أَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ؛ ای پیامبر، خویشاوندان نزدیکت را بیم ده»(شعرا: 214) و از این روست که امام صادق علیه السلام نیکی و صله رحم را مایه امنیت از گناه و آسان سازی حساب روز قیامت می شمارد.

3. افزایش جمعیت
در خطبه حضرت زهرا علیهاالسلام آمده است که خداوند، صله رحم را برای زیاد شدن نفوس واجب کرده است: «فرض اللّه صلة الارحام منماةً للعدد». احترام قرآن و روایات به خانواده از آن روست که روابط مستحکم خانوادگی و فضای محبت آمیز و عاطفی حاکم بر آن، میل به همکاری و حیات را در انسان افزون می سازد. بر عکس: ستم فرزندان به والدین و یکدیگر، خود رأی بودن و منفعت پرستی، همکاری نکردن و مانع تراشی بر سر راه یکدیگر، میل طبیعی به تولید و تربیت فرزند را از بین می برد و در دراز مدت، به انقطاع نسل می انجامد. همین مسئله مفاسد اخلاقی و اجتماعی فراوانی را گریبان گیر جامعه می سازد.

4. فقرزدایی
اگر جنبش فقر زدایی از روابط خویشاوندی آغاز شود و صله ارحام فقط در محدوده سلام کردن متوقف نشود و به مرحله همیاری و رفع گرفتاری خویشان ارتقا یابد و این فرهنگ اسلامی عمومیت یابد، به یقین، فقر ریشه کن خواهد شد. اینکه قرآن، خویشاوندان را در صدقه و انفاق بر دیگران مقدم می دارد، در راستای تحکیم همین بنیان است. امام سجاد علیه السلام در این زمینه می فرماید:
بر تو باد به نیکی کردن، صدقه دادن پنهان و صله رحم. به درستی که آنها عمر را زیاد می کنند و فقر را می زدایند.

 

 

منابع:

1. www.hawzah.net
2. www.kayhannews.ir
3. www.farhangsara.com
4. www.roshd.ir

اشتراک گذاری این مطلب!

365 روز عید

5ام فروردین, 1397

امام علی(علیه السلام) فرموند: «كُلُّ یَوْمٍ لَا یُعْصَى اللَّهُ فِیهِ فَهُوَ عِیدٌ»هر روزی كه در آن معصیت و گناه و خلاف نشود، عید است.

هرروزی كه بازاری گران فروشی و كم فروشی و احتكار نكند، آن روز بازار چراغانی است.

آن روزی كه اداره كم كاری، رشوه و پارتی بازی را بگذارد كنار، آن روز اداره باید چراغانی بكند…

همه مردم دنیا ایامی از سال را به نام عید نامگذاری می کنند و آن روز ها به شادی و تفریح و تبریک به هم دیگر می گذرانند. اما نگاهی دینی علیرغم اینکه این نوع نگاه به عید را رد نمی کند، نوعی دیگر از عید را معرفی می کند که با آن دیدگاه ،تک تک روز های سال می تواند عید باشد.

امیر المومنین می فرمایند: «كُلُّ یَوْمٍ لَا یُعْصَى اللَّهُ فِیهِ فَهُوَ عِیدٌ؛ هر روزی که در آن گناه نشود، آن روز عید است.»[1]

ابن میثم بحرانی که از شارحین معروف نهج البلاغه است در شرح این حکمت زیبای نهج البلاغه می نویسد:
«هدف از اين سخن، جلب مردم به عبادت و اطاعت خدا و در هم شكستن نفوس است از خرسند بودن بدانچه كه خداى را در آن سهمى نباشد. چه از نظر زمان، يا مكان و يا جز اينها باشد. و چون عيد عبارت از روزى است كه مردم در آن روز شاد و مسرورند، پس هر روزى كه در آن روز معصيت خدا نشود، آن روز شايسته تر به شادمانى است و در عرف اولياى خدا و طالبان نعمتهاى او، آن روز عيد ناميده مى شود.»

 

معنای عید معلوم است از عود است، یعنی برگشتن، نو كردن، نو به نوكردن. عید به برگشتنی می‌گویند كه شادی هم در آن باشد(لانه یعود كل سنةٍ بفرحٍ مجدد) كتاب لغت اینطور معنا می‌كند.

روایت عید را چگونه معنا می‌كند؟

امام علی(علیه السلام) فرموند: «كُلُّ یَوْمٍ لَا یُعْصَى اللَّهُ فِیهِ فَهُوَ عِیدٌ»هر روزی كه در آن معصیت و گناه و خلاف نشود، عید است. هرروزی كه بازاری گران فروشی و كم فروشی و احتكار نكند، آن روز بازار چراغانی است.
آن روزی كه اداره كم كاری، رشوه و پارتی بازی را بگذارد كنار، آن روز اداره باید چراغانی بكند.

روزی كه محصل با عزت درس خواند،

هر روزی كه محصلین ما دست به اختراع زدند،

روز عید ما روزی است كه ما عزت پیدا كنیم و عوامل سقوط بساطش را از مابرچیند.

فساد، خلاف، گناه، تجاوز، ظلم، هر وقت این‌ها از جامعه پاك شد، آن روز عید است. «كُلُّ یَوْمٍ لَا یُعْصَى اللَّهُ فِیهِ فَهُوَ عِیدٌ» مثل این كه و هو عید است یعنی یوم ندارد. یعنی عید ما آن چنان عیدی است كه در آن فساد نباشد.

زمین در عید نوروز سبز می‌شود، آیا تو هم سبز شدی؟

زمین زنده می‌شود، قلب تو هم زنده شده؟

زمین دانه‌هایی را كه قبل از عید گرفته تحویل می‌دهد، تو هم خوشه گرفتی، تحویل دادی؟

بنابرین عید نوروز عید طبیعت است. و ما هم وقتی عیدمان است كه دانه‌هایی را كه گرفتیم، تحویل بدهیم و خوشه بشود.

شاید با بزرگان اخلاق مدار تا بحال برخورد کرده باشید؛ این افراد از یک آرامش عجیب روحی برخوردارند و علیرغم برداشت جامعه از آن ها که افرادی غمناک تلقی می شوند، اتفاقا به عکس مردمانی مهربان و دلسوز و به موقع شاد و شاد کنند هستند.
ما همیشه ظاهربین هستیم، فکر می کنیم فلان آقا که از هر راهی سرمایه دار شده و در کاخ زندگی می کند حتما زندگی شاد و مفرحی دارد اما نمی دانیم که زمانی انسان به شادی و نشاط دست پید می کند که از لحاظ روحی در آرامش باشد.


پس هرکس اهل اخلاق انسانی و تقوای الهی باشد هر چند ثروتمند نباشد هر روزش عید است، در مقابل هر کس اهل خلاف باشد حتی در ایام شادی مثل عید نوروز هم نمی تواند شاد باشد.

اعیادی که ما در سال داریم خیلی در درون ما تاثیر ندارند. مثلا وقتی عید نوروز می شود طبیعت دچار دگرگونی شده و تغییر می کند اما انسان ها تغییری نمی کنند. به همین دلیل حضرت امیر معنایی وسیع تر ار عید عرفی را مطرح می کنند و روزی را که از لحاظ روحی خود را ارتقا ببخشیم دچار گناه و معصیت نشویم را عید تلقی می کنند.
پس بهتر است هر روزمان را تبدیل به عید کنیم.

 

 

پی نوشت ها:
[1] نهج البلاغه، حكمت 428
منابع:
شرح نهج البلاغه ابن میثم
درس هایی از قرآن

 

اشتراک گذاری این مطلب!

تفریح در اسلام

3ام فروردین, 1397

تفریح سالم یکی از عواملی است که سلامت هر کسی را تأمین می‌کند. در روایت‌های امامان معصوم علیهم السلام هم به این موضوع اشاره شده است، به‌ عنوان مثال پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند: «آدم خردمند اوقات روزانه‌اش را به چهار بخش تقسیم می‌کند، از جمله اینکه یک بخش از آن را برای بهره‌ جویی از حلال قرار می‌دهد و این بخش، قسمت‌های دیگر را تقویت می‌کند و مایه آرامش و آسایش قلب می‌شود».از جمله تفریحات سالمی که در روایات به آن اشاره شده است:

1- ورزش

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله نیرومند ساختن قوای بدن را وسیله ی خوشبختی دانسته اند 1 ایشان هم چنین ضمن ستایش از ورزش تیراندازی، می فرمایند: عَلَیکم بِالرَّمی فَإِنَّه مِن خَیر لهوٍ لَکُم ؛ به تیراندازی پای بند باشید، چرا که آن از بهترین بازی های شماست.
أللَهُؤ فِی ثَلَاثَ تَأدیبٌ فَرسِکَ وَ رَمِیکَ بِقوسِکِ و مُلاعَبَتک اَهلِکَ؛2
سرگرمی در سه چیز است: تربیت اسب، تیراندازی و بازی کردن با اهل و عیالت.

2. سیر و گردش

قرآن کریم در بیش از ده آیه مردم را به سیر و گردش در زمین فرمان داده است تا با حال گذشتگان آشنا شوند و علل انحراف و انحطاط آنان را دریابند و با دل هایی زنده و بیدار و گوش هایی شنوا زندگی کنند.
« أَفَلَم یَسیروا فِی الأَرضِ فَتَکنَ لَهُم قُلوبٌ یَعقِلونَ بِها أَو آذانٌ یَسمَعوُنَ بِهَا فَإِنَّها لاتَعمَی الأَبصارُ وَلَکِن تَعمَی القُلُوبُ ألَّتی فِی الصُدورِ»؛3
آیا در زمین سیر نکردند تا دل هایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند، یا گوش های شنوایی که با آن (ندای حق را) بشنوند؟ چرا که چشم های ظاهر نابینا نمی شوند بلکه دل های در سینه ها کور می شوند.
آنان که در ایام بیکاری برای رفع خستگی ناشی از کار و تجدید نیرو به سفر می روند، هم تفریحی مسرت بخش انجام داده اند و هم به یکی از عوامل تندرستی دست یافته اند.

3. مزاح

در سیره ی پیشوایان دین، مزاح امری پسندیده است که به آن در هنگام تفریح و استراحت، با رعایت حد و مرزهای الهی، توصیه نموده اند.
پیامبر صلی الله علیه وآله می فرماید:
اِنّی لاَمزَحُ ولااَقوُلُ اِلّا حَقًا؛4 من شوخی می کنم اما هرگز از حق خارج نمی شوم.

امام صادق علیه السلام می فرماید:
مَا مِن مُؤمنٍ إِلا وَفِیهِ دِعَابَه وَکانَ رَسُولُ اللهِ ید اعِبُ وَلَا یقُول إِلأّ حَقاً؛5مؤمن نیست مگر کسی که شوخی کند، و رسول خدا شوخی می کرد و جز حق چیزی نمی گفت.

 

انسان متدین باید برای همه شئون طبیعی و فطری و اسلامی ارزش قائل باشد. مومن نباید تصور کند که شادی و تفریح با دینداری منافات دارد بلکه اساسا بشاش بودن و لبخند بر لب داشتن از لوازم ایمان است. به همین دلیل خوب است به وقتش غم داشته باشیم و به وقتش شاد باشیم و از این رهگذر هم خودمان به آرامش برسیم و هم جامعه پویایی داشته باشیم.

 

پی نوشت ها:

1 بحار الانوار، ج 15، ص 236
2 پیام پیامبر، 818
3بحارا لانوار، ج 14، ص379
4بحارالانوار، ج16، ص 298
5 مستدرک الوسایل، ج 8، ص 407
سخنرانی حجت الاسلام طباطبائی

 

اشتراک گذاری این مطلب!

بصیرت فاطمی

29ام بهمن, 1396

اعتراض فاطمه‌زهرا(سلام الله علیها)به حذف علي(علیه السلام) ، اعتراض به اندیشه‌ای است که به خود اجازه می‌دهد اسلام را به زعم خود تصحیح کند و سیره‌ی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را که حقیقتاً امری قدسی بود، پشت سر بگذارد و این آغاز فراموش‌کردنِ معنويت است و فاطمه(سلام الله علیها)با آن بصیرت آسمانی خود اصل قضيه را خوب متوجه شد و لذا جبهه‌اي با مشخصه‌ی مقدس دانستن قرآن و سنت در مقابل سکولارکردن دین و دینداری گشود تا جوانه‌های قرائت‌هایی که بسیاری از ابعاد دین را نادیده می‌گیرند بر اسلام بخشکاند.

فاطمه(سلام الله علیها) نمی‌تواند ساکت بنشیند تا احترامش محفوظ بماند و نگاهی که سیره‌ی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را عصری می‌داند و مدعی است دوره‌ی آن حضرت گذشته است، عدالت و معنویت سکولارشده را جایگزین عدالت و معنویت حقیقی بکند.

بعد از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) کسانی به میدان آمدند که شخصاً مذهبی بودند ولی شخصیتاً مذهبی نبودند و در عین رعایت آداب دین، نسبت به همه‌ی آموزه‌های دین آگاهی لازم را نداشتند و به زعم خود عزم اصلاح اسلام را در سر می‌پروراندند، همان‌طور که در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آن حضرت امر و نهی می‌نمودند و این همان خط لائیک‌سازی بود که امروز جهان اسلام به آن گرفتار است و زهرای مرضیه(سلام الله علیها) از ابتدا متوجه آن بود و آن‌ها به خوبی می‌فهمیدند فاطمه(سلام الله علیها) چه می‌گوید و چون در مقابل او استدلال مشخصی نداشتند به تقابل فیزیکی دست زدند.

در خلال رفتارها و گفتارهای پيامبر(صلی الله علیه و آله) در قبال فاطمه‌ زهرا(سلام الله علیها)،به‌خوبی معلوم می‌شود رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقش خاصی برای حضرت زهرا(سلام الله علیها)در ادامه‌ی اسلام قائل‌اند. و مسلمانان مي‌توانستند به‌خوبي به اين موضوع پي ببرند كه او مورد عنايت خاص رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است ولی گویا به راز مسئله پی نبردند که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) متوجه‌اند فاطمه(سلام الله علیها)در آینده مانع انحطاط اسلام خواهد شد و مانع می‌شود سیاست اسلام از دیانت آن جدا گردد.

فاطمه(سلام الله علیها) روشن کردند هیئت حاکمه آن طور که شایسته است به نبوت اعتقاد ندارد و فهم نکته‌ای که زهرای مرضیه(سلام الله علیها)گوشزد کردند نه‌تنها برای آن دوران بلکه برای این دوران نیز بسیار سخت است ولی این در کلمات فاطمه(سلام الله علیها) ظاهر شد و به همین جهت بعد از خطبه‌ی حضرت زهرا(سلام الله علیها) خليفه در مسجد مدينه بالاي منبر رفت و گفت: «مردان در خانه نشسته‌اند و زنان را مي‌فرستند، مثل طحال[1] که جز به فحشا علاقه ‌ندارد، اين‌ها نيز جز به فتنه علاقه ‌ندارند؛ و زنان را مي‌فرستند. مردم! اين که اين حرف‌ها را زد، روباهي بود که دمش شاهدش بود».[2]

و این عکس العمل بهترین گواه است بر حقانیت سخن فاطمه(سلام الله علیها)که هیئت حاکمه‌؛ دوره‌ی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را تمام‌شده می‌داند و با شكستن حريم دختر پيامبر، حريم پيامبر(صلی الله علیه و آله) خدا را به‌راحتي زیر پا می‌گذارد، راستي آن‌همه توصيه‌ی پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد فاطمه‌(سلام الله علیها)براي چنين روزي نبود تا فاطمه(سلام الله علیها)راز بيداري جهان اسلام گردد؟ ما رابطه‌ی بین رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و فاطمه(سلام الله علیها) را رابطه‌ی بین اجزاء یک کلِّ شگفت‌انگیز می‌بینیم که انسان‌ها را به نقطه‌های عمیقی از حقیقت می‌کشانند تا راه رستگاری در همه‌ی دوران‌ها معلوم باشد.



[1] - فاحشه‌ی مشهوری كه در عصر جاهليت به‌سر می‌برده.
[2] - ابن‌ابي‌الحديد مي‌گويد: اين سخنان ابوبكر را بر نقيب ابويحيي، يحيي‌بن ابو زيد بصري خواندم و گفتم: ابوبكر به چه كسي كنايه مي‌زند؟ گفت: كنايه نمي‌زند، به صراحت مي‌گويد. گفتم: اگر سخن او صريح است از تو نمي‌پرسيدم. خنديد و گفت: مقصودش علي است. گفتم: روي همه‌ی اين سخنان تند، علي است؟! گفت: بلي، پسركم! حكومت است! گفتم: انصار چه گفتند؟ گفت: از علي طرفداري كردند، اما او ترسيد فتنه برخيزد و آنان را نهي كرد(شرح نهج‌البلاغه ج16 ص214).

3-مقام ليلة‌القدري حضرت فاطمه (س)،اصغر طاهرزاده

اشتراک گذاری این مطلب!