« سرنوشت کوفیان سرنوشت هر امت ظاهرا دیندارنعل اسب نماد خوش شانسی »

تفسیر حسین منی و انا من حسین(علیه السلام)

نوشته شده توسطنرجس دولت آباد 23ام مهر, 1396

آنچه مسلم است مصائب وارد شده بر حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه اسلام) است به حدی که قلم از بیان آن عاجز است

در زیارت جامعه کبیر صادر ه از امام هادی (علیه السلام )آمده است « وَ بَذَلْتُمْ أَنْفُسَكُمْ فِي مَرْضَاتِهِ وَ صَبَرْتُمْ عَلَى مَا أَصَابَكُمْ فِي جَنْبِهِ [حُبِّهِ ] وَ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ جَاهَدْتُمْ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّى أَعْلَنْتُمْ دَعْوَتَهُ …..؛ و جان خود را در تحصیل رضایتش فداکردید و در آنچه در  این زمینه به شما رسید شکیبا بودید و نماز ا به پا داشتید و زکات را ادا نمودید و امر به معروف و نهی از منکر کردید و در راه خدا جهاد نمودید و امر به معروف و نهی از منکر کردید و در راه خدا جهاد نمودید آن چنانکه شایسته بود تا دعوتش را آشکار کردید و واجباتش را اقامه کردید و دستورات  احکامش را منتشر نمودید و سنتش را عمل کرده و استوار نمودید و در این باره رضایت او را جلب کردید و به قضای او تن دادید و پیامبران گذشته را تصدیق کردید»

با بررسی اوضاع و شرایط حاکم بر زمان حضرت و آشنایی با اعمال و رفتار یزید پلید و دوری جامعه مسلمین از اهداف عالیه اسلامی در اثر تبلیغات زهر آگین معاویه ، مجالی برای خدشه و اشکال نسبت به قیام و شهادت حضرت سید الشهدا (علیه السلام ) باقی نمی ماند خصوصا از دیدگاه شیعه که معتقد به عصمت آن بزرگوار است .

بسیاری از بزرگان علل قیام را امر به معروف و نهی از منکر واقامه نماز و سایر واجبات شرع مقدس و بالجمله  احیای دین برشمرده اند . لکن به نظر می رسد که در این بیان حق مطلب  ادا نشده است این اهداف از آثار قیام آن حضرت می باشد. ابعاد قیام حضرت بسیار گسترده است و میزان درک افراد متفاوت است و همه مردم قابلیت درک حقایق را ندارند لذا کلمات امام حسین علیه السلام در علت خروج خود متفاوت و متناسب با استعداد شنوندگان بوده است.

امر به معروف ونهی از منکر و سایر واجبات هر چند بسیار مهم و بسیار مورد تاکید و توجه شارع مقدس است لکن در مقایسه با وجود مقدس امام (علیه السلام) فرع به حساب می آید و آنچه اصل است وجود ملکوتی حضرت سید الشهدا (علیه السلام ) است امام حسین(علیه السلام) ناچار به انتخاب یکی از2 راه بود.

1-  پذیرش بیعت با یزید پلید و تن به ذلت دادن و به این معنی محو ولایت و شریعت بود.

2-  برگزیدن مرگ سرخ با عزت که در بردارنده دفاع از حقیقت خویش که مشتمل بر حفظ ولایت مطلقه ی خود و پدر بزرگوارش بود. حضرت راه دوم را برگزید که حفظ شریعت را نیز تضمین می کرد. و در پرتو آن دین جد بزرگوارش نیز احیا می شد. و فراز دوم کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که فرمودند حسین منی و انا من الحسین ناظر به همین معناست.»

 

پی نوشت:

سحاب رحمت(تاریخ و سوگواره حضرت سید الشهدا)،اسماعیل یزدی


 
چرا امام حسین (ع) تنها ماند؟