١۵ توصیه حاج میرزا اسماعیل دولابی را برای زندگی مومنانه
1. هر وقت در زندگیات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.
٢. زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.
٣. اگر غلام خانهزادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.
۴. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.
۵. موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.
۶. اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.
٧. تربت، دفع بلا میکند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت میشود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور میکند.
٨. هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصهدار که میشوید، گویا بدنتان چین میخورد و استغفار که میکنید، این چین ها باز می شود.
٩. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.
١٠. با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.
١١. خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.
١٢. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.
١٣. ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دههی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله
١۴. دل های مؤمنین که به هم وصل میشود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل اااا است…شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند.”
١۵. هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در “الا”، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه “الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.
اولين شخص بيعت كننده با حضرت مهدی(عجل الله)
پاسخ: جبرئيل(علیه السلام)، نخستين کسي است که با آن حضرت دست بيعت ميدهد. امام صادق(علیه السلام) مي فرمايد: هنگامي که خداوند به قائم اجازه خروج و قيام ميدهد، او از روي منبر مردم را به ياري و ايمان به خود دعوت ميکند و آنها را به خدا قسم داده، به سوي حقوق الهي دعوت ميکند. نيز آنها را به اجراي روش و سنت رسول خدا ميخواند.
خداوند تبارک و تعالي جبرئيل را نزد آن حضرت در کنار حطيم (در مکه) مي فرستد. جبرئيل مي پرسد: «به چه چيز دعوت ميکني؟»
آن حضرت پاسخ جبرئيل را ميدهد. آنگاه جبرئيل ميگويد: «من اولين کسي هستم که با تو بيعت کرده، دعوت تو را ميپذيرم، دست خود را بده تا بيعت کنم» و دست خود را بر دست «قائم» ميکشد، سپس 313 نفر با آن حضرت بيعت ميکنند و حضرت در مکه اقامت مينمايد تا يارانش به ده هزار نفر برسند. آنگاه از مکه به سوي مدينه رهسپار مي شود.
اللهُمَّ عَجِّـــــلْ لِوَلِیِّکَ الْفَـــــرَج
ظهــــــــور نـزديــڪ اســت
هر آنچه برای اربعین لازم دارید
اگر برای اولین بار است که میخواهید به زیارت اربعین امام حسین «علیه السَّلام» و شرکت در پیادهروی میلیونی نجف تا کربلا، بروید باید نکتههایی را درباره لوازمی که باید با خودتان ببرید، بدانید تا طی مسیر،برایتان راحتتر بشود.
اولین مورد مهم گذرنامهتان است. یادتان باشد بدون داشتن گذرنامه معتبر-که شش ماه تا تاریخ اعتبارش زمان مانده باشد- شما امکان خروج از کشور را نخواهید داشت. اگر تنها به این سفر میروید، باید از قبل، ویزا تهیه کرده باشید و اگر گروهی راهی این سفر هستید گذرنامه و ویزایتان دست مدیر کاروان است و نزدیک مرز به شما تحویل میدهند
یک کیف کوچک گردنی با خودتان بردارید و گذرنامهتان را درون آن بگذارید، تا دسترسی به آن سریعتر باشد. در طول سفر، میتوانید پول یا وسایلی را درجای امنتر و در دسترستری برای خودتان داشته باشید.
ساکی که برای وسایلتان انتخاب میکنید، یکی از مهمترین نکتههای این سفر است. یادتان باشد حدود 80 کیلومتر قرار است پیاده روی کنید و ساک و وسایلتان را با خود حمل کنید، پس هرچه ساکتان سبکتر و حملش راحتتر باشد، کمتر خسته خواهید شد و کمردرد و پادرد کمتری سراغتان خواهد آمد. بهترین ساک برای این سفر، کوله پشتی است. میتوانید در طول مسیر آن را به پشتتان بیندازید و راحتتر باشید. اگر کولهتان را جلوی سینهتان داشته باشید که بتوانید کوله را به بدنتان ببندید و فیکس کنید، بهتر است و فشار کمتری به کمر و پاهایتان وارد میشود
اگر مجبور شدید وسایل زیادی بردارید و ساکتان سنگین شد، یا چند نفر باهم یک ساک برداشتید، بهتر است برای راحتتر حمل کردنشان، یک سبد خرید چرخدار یا کالسکه بچه ببرید و ساک و وسایلتان را روی آن قرار دهید و در طول مسیر آنها را به دنبال خودتان بکشید.
در ایام پیادهروی، شما مهمان موکبها و هیأتهای بین راه هستید. با انواع غذا و نوشیدنی پذیرایی میشوید و صبحانه، نهار و شام را در این هیأتها میخورید، پس لازم نیست هیچ خوراکی با خودتان بردارید؛ مگر انجیر خشک، آلو و عناب. اگر مزاج حساسی دارید، مقداری مغز خوراکی و کشمش، برای نیروگرفتن هنگام پیادهروی.
در طول مسیر، موکبهایی هستند که انواع قرص و دارو به زائران ارائه میدهند. علاوه بر آنها، هلالاحمر ایران نیز در طی مسیر فعال است، پس نگران درمان سرماخوردگی، سردرد احتمالی، بیماری عمومی و از این دست نباشید که با مراجعه به هر کدام از این مراکز، میتوانید درمان شوید؛ و اگر قرص یا داروی خاصی استفاده میکنید، با خود بردارید.
ایام اربعین در فصل سرد سال است و شبهای عراق گاهی خیلی سرد میشود. از هنگام غروب خورشید تا حدود نه صبح، احتیاج به لباس بیشتری در طول روز دارید. بهتر است لباس گرم دکمهداری همراه خود داشته باشید، تا بتوانید به راحتی بپوشید و دربیاورید یا چند دست لباس متوسط از لحاظ گرمایی با خودتان ببرید و روی هم بپوشید.
صحنه هایی در این سفر از فداکاری و اخلاص مردم در خدمت به زائران اباعبدالله میبینید که هیچ وقت دیگر در زندگیتان تکرار نمیشود، برای ثبت این لحظهها و نشان دادنشان به دوستان بعد از بازگشت به ایران و تجدید خاطرههای خودتان، یک دوربین عکاسی یا موبایل دوربیندار همراه خود داشته باشید. شارژ موبایل، یا اگر دوربین با خودتان میبرید، شارژ دوربینتان را نیز فراموش نکنید.
کفش و پاپوش نیز از مهمترین لوازم این سفر است که اگر مناسب انتخاب شود، در بهبود وضعیت و شرایط پیادهرویتان بسیار اثرگذار است. قرار است سه روز پیادهروی کنید، پس بهتر است کفشی که تا به حال از آن استفاده نکردهاید و نمیدانید پایتان در آن راحت است یا نه را، برای این سفر برندارید. اگر کفشی دارید که ضربهگیر دارد، پایتان در آن عرق نمیکند یا کفشی که تا بهحال با آن پیادهروی کردهاید و پایتان را اذیت نکرده است، بردارید.
چند روضه،سخنرانی و مرثیهخوانی خوب و گلچین، از اینترنت دانلود کنید و در گوشی همراهتان یا اگر امپیتری دارید، بریزید و در طول مسیر به آنها گوش دهید. یادتان باشد، بردن موبایل به اماکن مقدسهی عراق امکانپذیر نیست و نمیتوانید از قرآن و مفاتیح درون آنها استفاده کنید، پس یک کتاب اعمال و زیارتهای این سفر، حتما همراه خود داشته باشید.
آداب زیارت
امام صادق(علیه السلام) توصیه فرموده است: هر گاه به قصد زیارت قبر امیرمؤمنان(علیه السلام) رفتی، وضو بگیر، غسل کن و با آرامش راه برو. امام هادی(علیه السلام)نیز به موسی بن عبدالله نخعی ـ که از آن حضرت، زیارتی کامل و جامع بری هر یک از ائمّه درخواست کرد، و حضرت هم زیارت جامعه را به او آموخت ـ قبل از بیان متن زیارت فرمود: هر گاه به آستانی مرقد آن حضرت رسیدی، بیست در حالی که با غسل هستی، شهادتین را بگو و اذن دخول بخوان …، و آداب دیگر. در حدیثی هم که صفوان جمال از حضرت صادق(علیه السلام) می پرسد: امیرالمؤمنین را چگونه زیارت کنم؟ می فرماید: هر گاه اراد ه ی زیارت کردی، غسل کن، دو جامه ی تمیز و شسته شده ات را بپوش، عطر بزن و با بوی خوش به زیارت برو.
اندکی صبر، حرم نزدیک است…

منبع:
پایگاه حوزه
اربعین نمایشگاهی از خوبی های تاریخی اهل عراق
امام حسین(علیه السلام) خوبیهای مردم عراق را در اربعین رو کرده است .عشایر عراق تمام هستی خود را در پذیرایی از زایران پای جاده آوردهاند.
واقعاً باید از این ملت مهربان تشکر کرد!
خدا از آنان تشکر خواهد کرد و پایتخت حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله) را در این خاک پاک قرار خواهد داد.
هر ملتی دوست دارد به حماسههایش، به خوبیهایش و به خوبانش شناخته شود.
اهل عراق را باید در ایام اربعین شناخت.
خوبان یک ملت در شرایط دشوار و یا در شرایط عاشقی است که حماسه میآفرینند و خوبیهای آن ملت را رو میکنند.
عراقیها در ایام اربعین نشان میدهند فوقالعاده مردمانی خونگرم و ایثارگرند.
عراقیها در حماسۀ زیارت اربعین نمایشگاهی از خوبیهای تاریخی خود را به نمایش میگذارند و نشان میدهند چه ظرفیت بالایی در راه زمینهسازی ظهور پیدا کردهاند.

منبع:
سفرنامه حجه الاسلام پناهیان
یافتن مدرسه زندگی حقیقی
پس از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)، در پى تحوّلاتى سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى دگرگونیهايى اساسى، شكل گرفت و اين دگرگونيها، در حكومت معاويه و سپس یزید، به نقطهٔ اوج رسيد: بيعت اجبارى، برهم خوردن مساوات_اجتماعى و شكلگيرى نظام طبقاتى، منسوخشدن عدالت، حاكمشدن جاهليت در لباس اسلام، بستهشدن باب آزادى، تبديل بيتالمال مسلمانان به خزانهٔ شخصى زمامداران، متداولشدن دستگيرى، زندانىكردن، شكنجه، كشتار و گاه قتل عام، مصادرهٔ اموال، بدون مجوّز شرعى، شكنجه و آزار به خاطر گرويدن به مذهبى خاص يا داشتن طرز تفكّرى مخصوص، تبديل خلافت به سلطنت و پيدايش نظام استبدادى موروثى.
اينگونه بود كه حسين (علیه السلام) به پا خاست و با خون خود اين ننگها را از دامن اسلام و مسلمانى شُست و مدرسه حسينى را بنيان گذاشت.
حسين (علیه السلام) ديدهها را بر اسلامى گشود كه ارمغانش آزادى، بينايى، ارجمندى، برابرى، برادرى، دادگرى، آسودگى و بندگى است و زندگى حقيقى با اين امور معنا مىيابد.

حسين (علیه السلام) همگان را به تلاش و مبارزه براى دستيابى به حقيقت زندگى فرا خوانده است. آن حضرت در مسير نهضت خود به سوى كوفه، پس از رويارويى با سپاه حرّ بن يزيد رياحى كه مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه بودند، در منزل «بِيْضَه » خطاب به آنان و ياران خود و كوفيان، و همه مردمان خطبهاى ايراد كرد و چنين فرمود:
«أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ رَسُولَ اللهَ ـ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ ـ قَالَ: ‘’مَنْ رَأَى سُلْطَانًا جَائِرًا مُسْتَحِلاًّ لِحُرَمِ اللهِ، نَاكِثًا لِعَهْدِ اللهِ، مُخَالِفًا لِسُنَّةِ رَسُولِ اللهِ، يَعْمَلُ فِي عِبَادَ اللهِ بِالاِْثْمِ وَ الْعُدْوَانِ، فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِفِعْلٍ وَ لاَ قَوْلٍ، كَانَ حَقًّا عَلَى اللهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ'’. أَلاَ وَ إِنَّ هوُلاَءِ قَدْ لَزِمُوا طَاعَةَ الشَّيْطَانِ، وَ تَرَكُوا طَاعَةَ الرَّحْمَانِ، وَأَظْهَرُوا الْفَسَادَ، وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ، وَ اسْتَأْثَرُوا بِالْفَىْءِ، وَ أَحَلُّوا حَرَامَ اللهِ، وَحَرَّمُوا حَلاَلَهُ، وَ أَنـَا أَحَقُّ مَنْ غَيَّرَ. قَدْ أَتَتْنِي كُتُبِكُمْ وَ قَدَّمَتْ عَلَيَّ رُسُلُكُمْ بِبَيْعَتِكُمْ، أَنـَّكُمْ لاَ تُسَلِّمُونِي وَ لاَ تَخْذُلُونِي، فَإِنْ تُمْتُمْ عَلَيَّ بَيْعَتَكُمْ تُصِيبُوا رُشْدَكُمْ؛ فَأَنـَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ، وَ ابْنُ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ ـ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ نَفْسِي مَعَ أَنْفُسِكُمْ، وَ أَهْلِي مَعَ أَهْلِيكُمْ، فَلَكُمْ فِيَّ أُسْوَةٌ. وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَنَقَضْتُمْ عَهْدَكُمْ، وَ خَلَعْتُمْ بَيْعَتِي مِنْ أَعْنَاقِكُمْ، فَلَعَمْرِي مَا هِيَ لَكُمْ بِنُكْرٍ، لَقَدْ فَعَلْتُمُوهَا بِأَبِي وَ أَخِي وَ ابْنِ عَمِّي مُسْلِمٍ، وَ الْمَغْرُورُ مَنِ اغْتَرَّ بِكُمْ، فَحَظَّكُمْ أَخْطَأْتُمْ، وَ نَصِيبَكُمْ ضَيَّعْتُمْ، وَ مَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ، وَ سَيُغْنِي اللهُ عَنْكُمْ، وَ السَّلاَمُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ.»تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۴۰۳
مردم! همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده است:
«هركس حاكم ستمگرى را مشاهده كند كه حرامهاى خدا را حلال مىسازد، عهد و پيمان الهى را زير پا مىگذارد، با سنّت و قانون پيامبر مخالفت مىورزد، با بندگان خدا با دشمنى و از سرِ گناه رفتار مىنمايد، ولى در برابر چنين حاكمى با زبان و عمل نشورد و قيام نكند، بر خداوند است كه او را با همان ستمگران در يك جايگاه عذاب كند».
مردم! آگاه باشيد كه اينان (امويان) پيروى از شيطان را بر خود واجب نموده و اطاعت خدا را ترك كردهاند، و فساد را ترويج نموده و حدود الهى را تعطيل كردهاند، و اموال عمومى را به خود اختصاص دادهاند، و حرام خدا را حلال نموده و حلال او را حرام ساختهاند، و من شايستهترين كسى هستم كه اين وضع را تغيير دهم. نامههاى شما را دريافت كردهام و سفيران شما بيعتتان را به من رساندهاند كه پيمان بستهايد كه مرا در برابر دشمن تنها نگذاريد و دست از يارى من برنداريد. پس اگر بر پيمان خود وفادار بمانيد و استوار باشيد به هدايت و سعادت دست يابيد، زيرا من حسين، فرزند فاطمه، دختر پيامبر و فرزند على هستم، من با شمايم و خاندانم با خاندان شماست، و من [در حيات و ممات] سرمشق و الگوى شمايم. و اگر چنين نكنيد و پيمان خود بشكنيد و بيعتى كه با من بستهايد از گردن خويش برداريد، به جان خودم سوگند كه اين كار از شما شگفتى ندارد، زيرا پيشتر اين كار را با پدرم و برادرم و پسرعمويم مسلم كردهايد. پس فريبخورده كسى است كه به شما دل بندد و به پيمانتان اعتماد نمايد. شما مردمانى هستيد كه در يافتن خواستهٔ خود به اشتباه رفتهايد و بهرهٔ حقيقى خود را تباه نمودهايد؛ و هركه پيمانشكنى كند، بىگمان به زيان خود عمل نمايد؛ و خداوند مرا از شما بىنياز سازد، و سلام و رحمت و بركات الهى بر شما باد.
بدين ترتيب حسين (علیه السلام) همگان را به مدرسهٔ تربيتى خود كه مدرسهٔ يافتن زندگى حقيقى است فرا مىخواند. پيام كربلا و عاشورا، پيام حرّيت، بصيرت، عبوديت، عدالت و عزّت است.
منبع:
مصطفى دلشاد تهرانی چرايى قيام امام حسين(علیه السلام)
تابلوهای مسیر زندگی
سطح رشد و تقویت درهمه سطح ها زیاد شده و یکی از ابعاد آن حوزه های علمیه است زوجیت ضلع خداست و کاری به انسان ندارد طبیعی است که بار و برکات زندگی و رشد تقسیم شده باشد ، گاهی اینقدر هویت را از زن مسلمان می گیرند که فکر می کنند ارزشی برای او تامل نشده است اینطور نیست ماباید هویت پیدا کنیم که ائمه اطهار خصوصا حضرت زهرا سلام الله علیها و پیامبر در راس هویت و قله کمال هستند.
مقامات تقسیم شده است برحسب گذشت و عقل و ..ما باید بیشتر هویت های خود را پیدا کنیم و وای بر ما که شخصیت و دین خود را نشناسیم در فرهنگ دین ما عموما ملاحظات بانوان آثار طولانی دارد موفقیت یک نسل در مادرانی است که اهل فهم، رشد ، کمال و صبوری هستند که همه انسان ها به خصوص زنان باید هویت خود را پیدا کنند و فرزندان خود را رشد دهند باید مطمئن بود که خدایی هست که اگر انسان مستحق شود نعمت های خود را به او می رساند «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا »
به طور مثال حضرت شعیب چند دختر داشتند که ارتباط عاطفی خوبی با پدر داشتند شبها به حدی گریه می کردند که جبرئیل نازل شدند و فرمودند یا شعیب اگر از جهنم می ترسی؟نترس. اگر از خدا می ترسی؟نترس. شعیب فرمودند :نه من خدا را دوست دارم راه دست خداست چون او احاطه به زندگی و راهکارهای ما دارد
تمام مبادی و مبانی دین وحیانی و از ناحیه حق تعالی است شخصیت یکسان است برداشت های غلط از نوع جنسیت باعث اشتباه شده و نگاه به دین را سست می کند در هستی نظام فکری مانند اسلام و نگرش توحیدی برای زن ارزش قائل نشده است که «زن دارای هویت » است.

امرء فرعون زنی بودکه همه به ربوبیت او قسم می خوردند ولی ایشان می فرمودند:
«رَبِّ ابْنِِ لِي عِندَكَ بَيتاً فِي الجَنّةِ و نَجِّني مِن فِرعَونَ و عَمَلِهِ و نَجِّني مِنَ القَومِ الظالِمِين» (تحريم، 11)؛ براى كسانى كه ايمان آوردند خداوند همسر فرعون را مَثل آورده آنگاه كه گفت: پروردگارا پيش خود در بهشت براى من خانه اى بساز و مرا از فرعون و كردارش نجات بخش و مرا از دست مردم ستمگر برهان»
اینقدر یک زن باید هویت داشته باشد اینطور نمی شود که با یک الگوی نادرست شبیه بشوی در قران و اسلام در لایه های مختلف نسبت به بانوان اشاره شده است.یک نفر مثل مریم زمانی که می گوید درحال رسیدن به عیسی به خداوند می فرمود «يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا» کاش اسم مریم به اذهان نبود این همه سختی را تحمل کردند ولی پایان خوبی داشت صاحب روح شد مدیریت و هویت می خواهد.
در قران الگوها متعدد است و حقیقت در زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) کافی است حضرت در قله کمال قرار دارند و به عنوان الگو هم برای زنان و هم برای مردان هستند همین که انسان این الگو را داشته باشد کم کم آرام خواهد گرفت.
مدیریت کربلا و جریان بعد از آن توسط حضرت زینب (سلام الله علیها) هوشیاری را به زن مسلمان القا می کند و فقط یک کار برای ما می ماند و آن هم ایمان و عمل صالح و امیدواری به آینده است
دریافت هویت آسان شده است خواهران حوزه با علوم دین آشنا شده اند راه بن بست نیست یکی از آنها داشتن الگو کامل است که دو پایه حرکت می ماند 1- نیت خالص 2- عملکرد صحیح که لحظه به لحظه باید به آن ملتزم بود که در آن صورت است که اگر خیری قرار است به انسان برسد با انجام این اعمال می رسد انسان میوه رسیده و برای آنچه خلق شده اند بهره مند خواهند شد خداوند هم جبران می کند و انسان هم علی حد قدره بشری رشد می کند ما باید عقب ماندگی های خود را اصلاح کنیم که خیرات خداوند نصیبمان بشود در این هنگام است که رشد تصاعدی خواهیم داشت..
سخنرانی حجه الاسلام و المسلمین شیخ جعفر ناصری ،95/8/15