#خـــاطـــره_شـــهــیـــد
🌷#خـــاطـــره_شـــهــیـــد
به مسئله بيت المال خيلي اهميت مي داد.
موتور ماشينم سوخته بود. يك پيكان نمره شخصي از سپاه در خانه گذاشته بود. گفتم: سوئيچ را بده بروم براي ماشين وسيله بخرم. گفت: داداش، مال بيت المال است. گفتم: پول بنزين را ميدهم. جواب داد: لاستيك را چه ميكني؟ موتور را چه كار ميكني؟ اين مال خدمت به مردم است نه اينكه شما كار شخصي انجام بدهي. حتي خودش كه مي خواست به سپاه برود با موتور گازي ميرفت.»
روزي با كاميون شخصي از ستاد كمك رساني به جبهه هاي جنگ از كاشان به كردستان (مريوان) عازم شدم. از آنجا كه اطلاع داشتم اكبر زخمي شده و در بيمارستان بستري است به عيادت ايشان رفتم. اما برادرم با عصا از بيمارستان به منطقه دزلي (خد مقدم) رفته بود.
مدتي صبر كردم تا ايشان از خط برگشت و با يكديگر ملاقات كرديم. من كه فراموش كرده بودم كوپن گازوئيل همراه خود ببرم به برادرم گفتم براي برگشت نياز به گازوئيل دارم.
مرا به جايگاه برد و فقط به مقداري كه مرا از منطقه تا كاشان برساند دستور داد گازوئيل بدهند.
من به ايشان گفتم: اقلا هر دو باك كاميون را پر كنيد ، من كه براي حمل و نقل محموله ها كرايه اي نگرفته ام. برادرم خطاب به من گفت: بيشتر از اين به تو بدهم از بيت المال است و حرام. لذا دقيقا به اندازه اي كه بتوانم به كاشان برسم گازوئيل در اختيارم گذاشت.
✍️به روایت برادرشهید
🌼شـادی روح پــاک هــمـه شهیدان
و شهید اکــبـر زجـــاجـــی صـلوات🌼
#مـعـرفـی_شــهــدا
بسم رب الشهدا و الصدیقین
🌷#مـعـرفـی_شــهــدا
شهید اکبر زجاجی
نام پدر:عباس
ولادت : ۱۳۳۸/۳/۴
محل تولد: کاشان
شهادت : ۱۳۶۲/۱۲/١۴جزیرهٔ مجنون ،عملیات خیبر
در عمليات بيت المقدس به عنوان مسئول اطلاعات و عمليات تيپ مجاهدت مي كرد. در كليه عمليات ها اعم از ثامن الائمه )ع
(، طريق القدس، فتح المبين، رمضان، بيت المقدس، والفجرها 1 ، 2 ، 3 ، 4 و 6 و عمليات خيبر در مرحله اول شركت داشت.
ايشان در مدت 5 سال و 5 ماه كه در جبهه حضور داشتند.
#شهیدانه
『#شهیدانه🕊️❤️ 』
جواد توی رفاقت دست رد به سینه
ڪسی نمےزد اما حد و مرز رفاقت
را هم نگه مےداشت… رفیق شدنش
برای خوشگذرانی نبود؛ رفیق مےشد
تا در قالـب رفـاقت، بتواند به افـراد
ڪمڪ کند…
📚 بی برادر (با تغییرات)
#شهیدجوادمحمدی
#تلنگرانه
『#تلنگرانه ✨ 🖇 』
🍂میگفت↓
میدونی ڪِی
ازچشمِ خدا میوفتی؟!
زمانی ڪه آقا #امام_زمان❗️
سرشوبندازه پایینو
ازگناهڪردنتو خجالت بڪشه
ولی تـوانگار نـه انگار..!
رفیــق✨
نزارڪارت بـه اونجاها برسـه!!🍃
#امام_زمان
#الهُمَّعَجلِلِوَلیکَالفَرَج
شهید محمد حسن (رسول) خلیلی
🌺🍃شهید محمد حسن (رسول) خلیلی 20 آذر 1365 در زمان جنگ تحمیلی عراق در تهران به دنیا آمد. 🌺🍃
🌺🍃او مصادف با ولادت امام حسن عسگری علیه السلام به دنیا آمد به همین علت نامش را محمد حسن گذاشتند اما در خانه رسول صدایش می کردند.زمانی که ماموریت بود وضرورت داشت که اسم مستعارانتخاب کنند؛ رسول اسم مستعار «ابوخلیل» را انتخاب کرده بود🌺🍃
🌺🍃شهید رسول خلیلی از نوجوانی خاطرات خود را یادداشت می کرد و آخر هر روز به جای امضا می نوشت «خدایا عاقبتم را ختم به شهادت بگردان»🌺🍃
🌺🍃شهید رسول راپل و کوهنوردی خیلی علاقه داشت و برای آموزش سلاح نیز میرفت. از دوران کودکی به دنبال نقاشی و درس عربی و قرآن بود. سوریه هم که رفته بود در آنجا با بچهها عربی صحبت میکرد. به زبان عربی تسلط کامل داشت و در خانه هم اخبار را به زبان عربی گوش میداد🌺🍃
🌺🍃شهید رسول» درحالی که جوان بود و میتوانست پولش را برای زرق و برق دنیاییاش خرج کند اما آن را خرج کمک به خانوادههای نیازمند میکرد و تا وقتی که در سوریه به شهادت رسید، کسی از این موضوع خبر نداشت.🍃
🌺🍃شهید رسول خلیلی به دوره های سخت نظامی علاقه بسیاری داشت و با توجه به تخصص های مختلفی که در امور نظامی داشت بیشتر به تخریب علاقه داشت و تخریب چی به روز و ماهری بود و راهی دفاع از حرم آل الله شد و یکی از مدافعان حرم بانوی مقاومت عقیله بنی هاشم بود🌺🍃
🌺🍃شهید رسول خلیلی روز دوشنبه 27 آبان 1392 مصادف با 14 محرم الحرام در حال پاکسازی یکی از محورهای دشمن به شهادت رسید 🌺🍃
🌺🍃یکی از عنایات پروردگار متعال و سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) سنگ مزار شهید رسول خلیلی که مزد دفاع از حرم بانو زینب (س) میباشد که توسط دوستان شهید از کربلا آورده شده.🌺🍃
🌺🍃این سنگ از سنگ های دیوار داخل حرم میباشد و به دلیل قدمت بالای سنگ با عنایت پروردگار صحیح و سالم به ایران آورده میشود و سنگ مزار شهید رسول خلیلی میشود.🍃
طبق وصیت شهید که گفته بود بر سر مزار من روضه حضرت زینب (س) بخوانید ،این شعر روی سنگ نوشته شده است:
ای که برتربت من میگذری روضه بخوان
نام زینب (س) شـــنوم زیر لحد گریه کنم
طبق فرمایش امام خامنہ اے ؛
طبق فرمایش امام خامنہ اے ؛
« نگہ داشتن یاد #شهدا ، کم تر از #شهادت نیست … »