شرح مختصر زیارت اربعین
علامت مؤمنان
روز بیستم ماه صفر، روز اربعین و به فرموده شیخ مفید و شیخ طوسی، روز بازگشت اهل حرم حسینی از شام به مدینه است. نیز در این روز، جابر بن عبداللّه انصاری، نخستین زائر امام حسین علیه السلام به دیدار ایشان شتافت و به کربلا رفت. زیارت اباعبداللّه الحسین علیه السلام در این روز مستحب است و به فرموده امام حسن عسکری علیه السلام ، یکی از پنج علامت مؤمنان شمرده می شود. مرحوم شیخ طوسی، در کتاب تهذیب و مصباح خود، زیارت ویژه روز اربعین را از حضرت امام صادق علیه السلام نقل کرده است که در اینجا به توضیح بندهایی از آن زیارت والا، می پردازیم.
درسی برای حسین شناسی
مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای، زیارت_اربعین را، «یکی از بهترین زیارات» می داند و یکی از بزرگان نیز در مورد این زیارت سترگ چنین می نویسد: «برای معرفی سیدالشهداء، هیچ متنی بهتر از زیارت نامه ها نیست. جامع ترین متن حسین شناسی، همین زیارت اربعین است. با این زیارت، اهداف سیدالشهداء، دشمنان سیدالشهداء و دوستان سیدالشهداء را می توان شناخت. زیارت و زیارت نامه ها کانون معرفت اهل بیت علیهم السلام هستند».

نگاهی کلی به زیارت
زیارت اربعین، همچون زیارت عاشورا و زیارت وارث، از مضامین انسان ساز و پرمحتوایی برخوردار است. در بخش های گوناگون این زیارت والا، ضمن شهادت به بزرگی حضرت، فلسفه نهضت حسینی و اهداف قیام خونین عاشورا بازگو می شود. همچنین خواننده زیارت اربعین، همبستگی خود را با امام علیه السلام و دوستان او، و دشمنی اش را با دشمنان او تا روز قیامت بیان می دارد و از خداوند متعال می خواهد حیات و مرگش را، در پیروی از محمد صلی الله علیه و آله و آلش قرار دهد. در ادامه زیارت، بر اجرای وظایف بندگی از طرف امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش تأکید می کند و بر قاتلان ایشان لعنت و نفرین می فرستد. نیز در پایان زیارت، پیروی خود را از امام معصوم اعلام می دارد و با صلوات بر آن بزرگواران، زیارت را به پایان می رساند.
سلام های توصیفی ابتدای زیارت
حضرت امام صادق علیه السلام در ابتدای زیارت_اربعین، با پنج سلام، ارادت خود را به آستان حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام ابراز می دارد:
«سلام بر ولی و دوست خدا؛
سلام بر خلیل و انتخاب شده الهی؛
سلام بر برگزیده و پسر برگزیده؛
سلام بر حسین مظلوم و شهید؛ و
سلام بر کسی که گرفتار اندوه ها و کشته اشک ها شد».
زائر با عرض این سلام ها، خود را به پیشگاه آن حضرت نزدیک می کندو با تکرار آن، روح و روان خود را از زشتی ها و پلشتی ها پاک می نماید. در واقع زائر با این سلام ها، چهره اجتماعی - سیاسی خود را نمایان می سازد و اعلام می دارد که نه تنها با بت درون مبارزه می کند، بلکه همانند خود آن بزرگوار، با طاغوتیان، ستمگران، مستبدان و خائنان به مردم، مبارزه می نماید و با شعار سلام، خود را در زمره یاران آن حضرت قرار می دهد.
فلسفه نهضت حسینی
حضرت امام صادق علیه السلام در بخشی از زیارت_اربعین می فرماید: «خدایا! امام حسین علیه السلام جانش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی، سرگردانی و گمراهی نجات دهد».
خود امام حسین علیه السلام هم پیش از خروج از مکه، خطاب به برادرش محمد حنفیه وصیت نامه ای نوشت و در آن فرمود: «من برای اصلاح دین جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و امربه معروف و نهی از منکر قیام می کنم».
با مطالعه تاریخ امام حسین علیه السلام ، در می یابیم که در دین اسلام، تغییرات بسیاری پدید آمده و بدعت های فراوانی نهاده شده بود. حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام برای آنکه حقیقت دین محمدی حفظ شود و دینی سالم به نسل های بعد برسد، چاره ای جز قیام نداشت. این قیام خونین، فریاد اعتراض ایشان به وضع موجود بود تا همگان دریابند دین کنونی آنها، دینی به یغما برده شده و تحریف گردیده است.
شباهت قیام حسینی و قیام مهدوی
یکی از اهداف والای قیام حضرت مهدی(عجل الله) در آخر الزمان، نجات انسان ها از بردگی فکری و برداشتن زنجیرهای اسارت از دست و پای فکر و اندیشه آدمیان است تا آزادانه بیندیشند و حق و باطل را تشخیص دهند.
امام باقر علیه السلام دراین مورد می فرماید: «هنگامی که قائم(عجل الله) قیام کند، هر آینه باطل از میان می رود».
جالب اینجاست که هدف امام حسین علیه السلام نیز در زیارت اربعین چنین بیان شده است: «خون خود را تقدیم تو کرد تا انسان ها را از نادانی و گمراهی رهایی بخشد». پس قیام مهدوی، در امتداد قیام حسینی است و هدف هر دو بزرگوار، زنده نگهداشتن دین الهی و جلوگیری از انحطاط ارزش هاست.
قاتلان حضرت امام حسین علیه السلام
حضرت امام صادق علیه السلام در بخشی از زیارت اربعین، ویژگی های قاتلان امام حسین علیه السلام را برمی شمارد. آنها کسانی هستند که:
1. دنیا ایشان را فریب داد؛
2. هستی خود را به بهای ناچیز فروختند و آخرت را به هیچ رها کردند؛
3. گردن فرازی نمودند و خود را در پرتگاه هوس انداختند؛
4. خدای بزرگ و پیامبر والامقام او را به خشم آوردند؛
5. پیروان کسانی شدند که اختلاف انگیز و نفاق افکن بودند؛
6. گناه سنگینی بر دوش خود گذاشتند و سزاوار آتش شدند.
شهید مطهری در توصیف این انسان های بدکردار می نویسد: «در پستی یاوران یزید همین بس که در کربلا به جهت اعتقادی که به کرامت و حق آن حضرت داشتند، از مقابله رودرو با وی می هراسیدند، ولی پس از شهادت، لباس او و اهل بیتش را [غارت کردند.]… اینان اگر به دین او و رسالت جد هم کافر بودند، این عملشان در مذهب مردانگی، پست ترین کار بود».
پی نوشت:
فاطمه بانوی عالمیان
لازمه درس طلاب (سخنرانی آیه الله ناصری (مدظله العالی))
مدرسان که مسلط به تدریس هستید و طلاب عزیز اکتفا به محفوظات علمی و کتابی نکنید علمی که نافع است علمی است که برای خدا باشد «من كان للّه كان اللّه له، کسی که برای خدا قدم بردارد خدا ناصر و یاور اوست»
نیتتان را برای خدا کنید برای خدا درس و مباحثه کنید تا برایتان ذخیره بماند.
وقتی برای خدا تعلیم و تعلم و تدریس کنید این بسیار مفید برای دنیا و آخرت شماست. درسی که برای خدا باشد باید لازمه کاری داشته باشد که آن تقواست.
علمی که تقوا در آن نباشد و التزام به خدا برایش نباشد این علم، علم نیست.کسی که برای خدا نباشد و اهداف دنیوی داشته باشد هرچند مطالب علمی داشته باشد. خوب صحبت کند، خوب کلاس داری کند ،این فرد فاجر و فاسق است و مورد اعتماد نیست و قابلیت تربیت و تعالی ندارد.

العلم العلمان: 1- علم الابدان 2- علم الادیان
علم دو دسته است که علم ادیان به حول و قوه الهی همان علم در داخل حوزه های علمیه ای است که تدریس می شود لکن باید به آن توجه ویژه داشت و علم شما برای خدا باشد انسان دو جنبه دارد. 1- جسمانی 2- روحانی
جنبه روحانی را تقویت کنید باید روح خود را هرس کنید انبیا و رسل همه طبیب روح اند و طبیبان هم سراغ آنها می روند آنها همه آمده اند برای مداوای روح انسان تا به کمال برسد و انسانی شود که نگاه کردن به چهره او عبادت محسوب شود.
توصیه ای که به شما طلاب دارم این است که طبیب روحانی در بین شما باشد خواهری که سیر و سلوک داشته باشد و به عنوان استاد معراج السعاده انتخاب نمایید. اقلا هفته ای یک مرتبه کتاب معراج السعاده را بخوانید یا گروه های 2-3 نفره بشوید و آن را مباحثه کنید و ابتدا هم از عجب شروع کنید که راه های شناخت ، فسادهای آن، راه های درمان و … در آن آمده است . و اگر معراج را یک مرتبه خواندید، بار دوم هم بخوانید البته این بار هر روز 2-3 صفحه از آن را تا حقیقت برای شما روشن شود.
همچنین اگر درسی مشکل و یا مشکلات دنیوی داشتید توسلات زیاد داشته باشید مخصوصا توسل به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در شب های جمعه و شب های چهارشنبه و یا بن الحسن را فراموش نکنید و زیاد صدایشان کنید.
انشاالله خداوند شما را عاقبت بخیر بفرمایند.
پی نوشت:
سخنرانی آیه الله ناصری موسس حوزه علمیه نرجس خاتون در مدرسه علمیه جدید ،1396/8/15 سالن مدرسه نرجس خاتون (س)
عزت یکی از شاخه های بزرگی
خداوند در قران کریم فرموده اند: «ما یوسف را عزیز شمردیم»
ما باید به دنبال این باشیم که حضرت یوسف چه کرد تا عزیز شد؟ و ما باید چه کار هایی را انجام دهیم که به این مقام برسیم و خداوند ما را دوست بدارد. از راه های عزیز شدن:
1- سلام کنید
وقتی دیگران را می بینید سلام کنید سلام اسم خداوند است : سلام قول من رب الرحیم همچنین در روایات داریم که هیچکس بر پیامبر در سلام کردن پیشی نگرفت پس با توجه به آیات و روایات زیادی که داریم متوجه می شویم که سلام کردن اثر وضعی دارد مثل عزیز شدن.
2- خندان باشید
یکی از ویژگی های پیامبر این بود که خندان بودند عمر خطاب به علی (علیه السلام) می گوید ای علی(علیه السلام) تو خیلی خوبی خیلی می خندی یکی از دلایل عزیز شدن حضرت علی علیه السلام خندان بودن ایشان بود.
3- اهمیت به دیگران
به طرف مقابل اهمیت بدهید امام حسن مجتبی (علیه السلام) : آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند.
4- خیانت نکن:
کسی دوست ندارد مردم در حقش خیانت کند پس در حق مردم خیانت نکن.
الف) خیانت به خدا و رسول
ب) خیانت به مردم 1- خیانت در اموال 2- افشای راز
ج) خیانت به اعضای بدن
5- در شادی ها ی دیگران شریک باشید.
اهل بیت هم در شادی دیگران شرکت می کردند هم در غم شریک بودن می تواند هم به صورت زبانی باشد و هم فعلی هر کدام را که می توانید انجام دهید .
6- همدردی با دیگران
نیاز های مردم را برطرف کنید کمک مالی یا معنوی چه بزرگ و چه کوچک در ذهن دیگران می ماند و باعث جذب قلبشان می شود.
7- گذشت از دیگران
از لغزش های دیگران بگذر (یا سهوا کاری را انجام داده یا خطای کوچکی است) پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «ارحموا ترحموا» رحم کنید تا رحم کنند یکی از رحم ما گذشتن از لغزش هاست.
8- هدیه دهید:
دادن هدیه با عث افزایش محبت بین افراد می شود. مام باقر درباره پیامبر می فرمایند : رسول خدا هدیه را قبول می کرد ولی از گرفتن صدقه پرهیز می کرد
امام باقر فرموده به همدیگر هدیه بدهید زیرا دلخوری را از بین می برد و دشمنی های دیرینه را از بین می برد
امام رضا (علیه السلام ) درباره پیامبر می فرماید : پیامبر هدیه را دوست داشت و برای جبران آن اقدام می کرد
رسول اکرم فرمود : هدیه چند گونه است
یکی هدیه در مقابل هدیه دیگری
هدیه برای آشتی
هدیه برای رضای خدا
امام رضا علیه السلام از اجداد خود روایت کرده هدیه کلید حوائج است
پیامبر صلی الله علیه و آله همچنین می فرماید: امت من تا وقتی همدیگر را دوست دارند به یکدیگر هدیه می دهند
پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده به یکدیگر هدیه بدهید که کینه ها را از بین می برد
از روایات ائمه اطهار می فهمیم که هدیه دادن از اهمیت والایی برخوردار است
خلاصه:
- یاد بگیریم چه چیزهایی باعث جذب قلوب مومنین می شود. شوخی های بی جا باعث دفع دوست می شود.
پی نوشت:
سخنرانی سرکار خانم ملکوتی خواه دوشنبه 12 آبان 1396سالن مدرسه نرجس خاتون سلام الله علیها
وابستگی سیاسی، وابستگی بسیار خطرناک
اگر فردی ظرفیت داشته باشد در مسیر حوزه می ماند .در عزاداری بر اهل بیت باید 2 جهت رعایت شود. 1- جهت محتوایی: که در محتوا باید شانیت اهل بیت حفظ شود همچنین باید2- شانیت عزاداران اهل بیت هم رعایت شود.
یکی ازظرفیت ها این است که هر طلبه ای باید شم سیاسی داشته باشد.
رهبر انقلاب (مدظله العالی) در جمع نخبه ها فرمودند وابستگی سیاسی خطرناک است چون باعث حقارت ملت ما می شود و باید ملت ها هر چه دارند بدهند تا بتوانند زنده بمانند و تابع غیر نباشند .
محمد رضا پهلوی با اینکه طاغوتی بود گاهی از دست آمریکا عصبانی می شد. ولی با این حال اگر آمریکا دستوری به او می داد سمعا و طاعتا آن را اجرا می کرد (مثل بچه ای که باید پدر و مادر باشند تا او را هدایت کنند) که این وابستگی سیاسی یک ملت است که در قرآن کریم نیز در مورد وابستگی آیاتی مثل آیه زیر آمده است :

« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ….» آیه 117 سوره آل عمران ترامپ در سخنان خود به سپاه ایران تروریست می گوید زیرا ایران صاحب همه چیز شده و دشمن از این مسئله ناراحت است. یکی از افتخارات ایران، سردار سلیمانی است که در قلب ما نفوذ کرده است. وابستگی سیاسی، وابستگی بسیار خطرناکی است. در تاریخ می خوانیم رضا شاه می دانست که انگلیسی ها او را سر کار آوردند ولی چون تمایل به آمریکا داشت او را تبعید کردند. فکویا، می گوید ، بودجه خرج می کنیم تا bbC در مورد رهبرکشورمان صحبت کند ولی نمی تواند ویژگی مستقلی برای رهبر انقلاب بگوید این یعنی رهبر نمونه و کامل که تایید شده ی الهی است . اگر ولایت فقیه و سپاه مملکت نبود ایران ویرانه و تحت نفوذ دشمن و مستعمره می شد حالا هم اگر ولایت فقیه و رهبر انقلاب نباشد مملکتی نیست.
« وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ؛ دشمن قدم به قدم می آید مراقب حیله های دشمن باشید.» دشمن برنامه ریزی های دقیقی می کند الان استعمار جدید شده است افکار یک ملت را می دزدند باید مراقب بود شیطان همه را فریب می دهد به جز مخلصین پس باید نیت هایمان را خالصانه برای خدا بکنیم و در هر زمینه ای(سیاسی، علمی ، فرهنگی و…) آگاهی داشته باشیم تا دچار دام های شیطانی دشمن نشویم
پی نوشت:
سخنرانی آقای مطلبی نماینده ولی فقیه در سپاه ناحیه برخوار در سالن مدرسه نرجس خاتون سلام الله علیها 6/8/1396
ادب نشانه فضیلت
هر چه علم و ادب بالاتر رود ارزش انسان بالاتر می رود. علم یعنی شناخت و آگاهی ، ادب در حیطه عمل می شود پس علم و ادب به تنهایی کافی نیست.
ادب تعریف های متفاوتی دارد.
اهمیت ادب:
دین یعنی مجموعه آداب (جمع ادب) اگر من فرد پایبند به دین باشم باید پایبند آداب باشم دین برنامه زندگی است. اگر کسی برنامه زندگی داشته باشد دارای ادب است.
1) ادب:
فعالیتی که انسان را به فضیلتی دیگر مزین می کند: دروغ گفتی در فضیلت ها را بستی. من غیبت نمی کنم به دیگری هم می گویم غیبت نکن پس فضیلت امر به معروف و نهی از منکر بر من باز می شود اگر نتوانستی نمی کنی طبق آیه قران «واهجر هجرا محجورا» از مکانی به مکان دیگر برو پس هر کاری خواستی بکنی ببین به فضیلتت اضافه می شود یا نه!
2) به کارگیری خلقیات صفات زیبا در ارتباطات و معاملات
پدر و مادر یکی از طرفین رابطه هستند وقتی آن ها با من صحبت می کنند می توانم بلند صحبت کنم ولی با صفات زیبا بر خورد می کنم و آهسته صحبت می کنم. این می شود مصداق ادب، مثلا در خیابان رد می شوم آشنایی را می بینم هم می توانم رد شوم هم می توانم سلام کنم، از خیابان رد می شوم در خانه کسی باز است می توانم نگاه کنم می توانم چشمهایم را ببندم و ادب به خرج دهم تا در زندگی هم یاد بگیرم که گاهی باید چشمانم را بر روی بعضی خطا ها ببندم!
3) ادب یعنی به کارگیری امور پسندیده در گفتار و رفتار
نتیجه:
ادب یعنی هر شناختی که باعث می شود من خطا نکنم، هر جایی اشتباه می کنم یعنی ادب من ضعیف است. در کتاب معراج السعاده صفات زیادی ذکر شده است. کتاب بهشت اخلاق به صورت نموداری، کتاب معراج السعاده مرحوم نراقی ….این کتاب ها در شناخت رفتارهای خوب و بد به ما کمک می نماید.
فواید رعایت ادب:
1- در فضای مجازی اتفاقاتی می افتد که به خاطر ندانسته های ماست پس باید یاد بگیریم در دنیای امروز چه رفتارهایی اشتباه است تا بدانیم کدام مصداق ادب نیست.
2- کسانی که ادب را بشناسند و با ادب شوند ثبات شخصیت پیدا می کنند
3- نام نیکو از خود به جا می گذارند
4- بین مردم محبوب می شوند چون کسی که ادب را رعایت کند به همه چیز احترام می گذارد حتی طبیعت حتی راه رفتن او با بقیه فرق دارد.
در قران داریم :
کسانی که ادب می کنند شاکرند. در روزچند بار از خدا تشکر می کنیم ؟ صبح که بیدار می شویم می گوییم خدایا شکرت که امروز فرصت دیگری به من دادی؟
زندگی فرد با ادب با نظم است هر ساعتی نمی خوابد، هنگام خواب با دوستان چت نمی کند و حق خود ، دوستان و حق خداوند برای نیایش با او را از بین نمی برد.
5- اسوه و الگوی دیگران می شود.
6- در زندگی به هدف و نتیجه دلخواه می رسد.
7- ترقی می کند و گناه هم در جامعه کم می شود .
چنین شخصی در خلوت هم گناه نمی کند.
آقای جوادی آملی: انسانی که نورانی است هم مسیر برای خودش روشن است و هم راه را برای دیگران باز می کند نشانه روشن شدن جان این است که هم نسبت به خدا ادب را رعایت می کند هم نسبت به خودش هم نسبت به دیگران .
در صحرای کربلا 4000 نفر در مقابل سید الشهدا(علیه السلام) صف آرایی کردند که یکی از فرماندهان حر بود امام حسین (علیه السلام) چون حر به دستور عبیدالله اجازه نداد برگردند می فرمایند: مادرت به عزایت بنشیند، حر در جواب امام می گوید: غیر از شما هر کسی دیگر بود جواب می دادم ولی چون مادرت حضرت فاطمه (سلام الله علیهاست) جواب نمی دهم تا روز عاشورا که حر وارد صف یاران امام می شود و خداوند به او مقام شفاعت در قیامت می دهد و این چنین بخاطر داشتن ادب در برابر امام، رستگاری می شود.
پی نوشت:
سخنرانی سرکار خانم ملکوتی خواه حوزه علمیه نرجس خاتون (سلام الله علیها)
راز اتیکت شهید حججی
شهید حججی با شهادت خود اندوه و غرور را یکجا به شیفتگان حرم آل الله داد. تصاویری که از اسارت این شهید منتشر شد رازهای بسیاری داشت. یکی از رازهای مهم این عکس اتیکتی بود که روی لباس رزم این شهید دوخته شده بود، اتیکتی که عنوان ” جؤن خادم المهدی” بر روی آن حک شده بود.
اما « جؤن » که بود؟ چه شخصیتی داشت؟ و در تاریخ چگونه به امام زمان خود خدمت کرد؟
پس از گذشت ۱۰ روز از واقعه ی جانگداز عاشورا در روز بیستم ماه محرم الحرام قبیله ی بنی اسد که در نزدیکی سرزمین کربلا زندگی می کردند به کربلا آمدند تا ابدان شهدا را دفن کنند. در بین این ابدان بدنی نورانی را پیدا کردند که صورت او سپید و بدنی بسیار معطر داشت. این بدن متعلق به جُون غلام ابوذر غفاری بود.
جُون کسی بود که امیرالمؤمنین علیه السلام او را به ۱۵۰ دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند، این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلام رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.
هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت؛ او خدمت امام حسین علیه السلام آمد و برای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست. حضرت فرمودند: «در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا نساز».
جُون خود را بر قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید و گفت: «ای پسر رسول خدا! ، هنگامی که شما در راحتی و آسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ، و حال که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟!».
جُون با خود فکر کرد من کجا و این خاندان کجا؟ لذا عرضه داشت: «آقای من! بوی من بد است و شرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. ای اباعبدالله! لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقای من از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما مخلوط گردد». جون می گفت و گریه می کرد به حدی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند.
با آنکه جُون پیر مردی ۹۰ ساله بود، جنگ بسیار نمایانی کرد تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد ، امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفتند و بلند بلند گریستند ، و دست مبارک بر سر و صورت جُون کشیدند و فرمودند: « بار الها! رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام محشورش نما.»
از برکت دعای حضرت روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ۱۰ روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.
پی نوشت:
اخبار چشم برخوار