ای کاش از الطاف پنهان حق سر در میآوردیم که این گونه ناسپاس خدا
پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز٬ انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را میطلبید٬ وزیرش گفت: «هیچ کار خداوند بیحکمت نیست.»
پادشاه از شنیدن این حرف ناراحتتر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند.
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیلهای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر میاندیشید دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایدهای داشته؟»
وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم.»
ای کاش از الطاف پنهان حق سر در میآوردیم که این گونه ناسپاس خدا
دود و امید
دود و امید
✴️✴️
تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد.
او با بیقراری به درگاه خداوند دعا میکرد تا او را نجات بخشد،
او ساعتها به اقیانوس چشم میدوخت،
تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمیآمد.
بالاخره ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک نزدیک ساحل بسازد ….
تا از خود و وسایل اندکش بهتر محافظت شود.
روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازمی گشت،
با تعجب مشاهده کرد که خانه کوچکش در آتش می سوزد،
دود غلیظی به آسمان رفته بود،
بدترین چیز ممکن برای او رخ داده بود،
عصبانی و اندوهگین فریاد زد:
«خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»
صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک میشد از خواب بیدار شد،
خدمه کشتی میآمدند تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسید:
«چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»
و بر خدا توکل کن؛(احزاب/3)
#حاجحسینیکتا:
#حاجحسینیکتا:
بچهها! مراقب #چشماتون باشید. بچهها! خیلی وقتا حواسمون به چشمامون نیست، خودمون خودمون رو چشم میزنیم! یا چشمامون چیزایی رو میبینه که نباید ببینه…
بچهها! هنوز چشاتون خوشگل ندیده که دختره خودشو درست میکنه دلتون میره…
چقدر چشمتو از نامحرم نگه میداری؟! بگو نگاهش نمیکنم تا جیگر #امامزمان خنک بشه تا امام زمانمو ببینم
#حاجحسینیکتا:
#حاجحسینیکتا:
بچهها! مراقب #چشماتون باشید. بچهها! خیلی وقتا حواسمون به چشمامون نیست، خودمون خودمون رو چشم میزنیم! یا چشمامون چیزایی رو میبینه که نباید ببینه…
بچهها! هنوز چشاتون خوشگل ندیده که دختره خودشو درست میکنه دلتون میره…
چقدر چشمتو از نامحرم نگه میداری؟! بگو نگاهش نمیکنم تا جیگر #امامزمان خنک بشه تا امام زمانمو ببینم
#بسم_الله_الرحمن_الرحیم
┄┅─✵?✵─┅┄
بنام و با توکل به
اسم اعظمت
میگشاییم دفتر
امروزمان را
ان شاالله در پایان روز
مُهر تایید
بندگی زینت
دفترمان باشد
#بسم_الله_الرحمن_الرحیم
#بسم_الله_الرحمن_الرحیم
┄┅─✵?✵─┅┄
بنام و با توکل به
اسم اعظمت
میگشاییم دفتر
امروزمان را
ان شاالله در پایان روز
مُهر تایید
بندگی زینت
دفترمان باشد
#بسم_الله_الرحمن_الرحیم