مهمترین راههای رسیدن به آرامش روانی چیست؟
راههاي رسيدن به آرامش رواني ازنگاه قرآن
1- ايمان:
ايمان عبارت است از باور وتصديق قلب به خدا ورسولش،آنچنان باور وتصديقي كه هيچگونه شك و ترديدي بر آن وارد نشود._3.jpg)
در قرآن در سوره مباركه فتح مي خوانيم:“هوالذي انزل السكينه في قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانامع ايمانهم… ” «اوكسي است كه آرامش را در دلهاي مؤمنان نازل كرد تا ايماني به ايمان شان بيافزايند…». اولين برداشتي كه صورت مي گيرد اين است كه بدون ايمان، آرامش روحي ورواني وجود ندارد.
يقيقا داشتن آرامش در زندگي نخستين چشمه خوشبختي است وكسي كه از اين نعمت محروم باشد از نعمت خوشبختي نيز محروم است . انسان با ايمان از همة اينها آسوده است وهمة افكار واهداف وانديشه هارا تحت لواي يك هدف گرد آورده است وفقط به خاطر آن تلاش مي كندوبه سوي آن مي شتابد وآن عبارتست از خشنودي خداي متعال. ديگر كاري به اين ندارد كه مردم از او خشنود باشند يا بر او خشم گيرندوهميشه در يك آرامش روحي به سر مي برد.
2- ذكر:
معناي جامع ذكر همان يادآوري به قلب وزبان است كه گاهي در برابر غفلت وگاهي در برابر نسيان به كار مي رود.
.jpg)
قرآن يكي از عوامل آرامش را ‘’ذكر'’(ياد خدا)معرفي كرده است. چنانچه مي فرمايد:
«الّذين آمنوا وتطمئنّ قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئنّ القلوب» «آنها (كساني كه به خدا برمي گردند)كساني هستند كه ايمان آورده اند، ودلهايشان به ياد خدا مطمئن (وآرام) است،آگاه باشيد،تنها با ياد خدا دلها آرامش مي يابد».
یادخدا تنها به ذكر زباني نيست اگرچه يكي از مصاديق روشن ياد خداست. زيرا آنچه مهم است به ياد خدا بودن در تمام حالات خصو صا در وقت گناه است.
وبهترين نوع ياد خداوند هم (نماز)است. چرا كه فرمود: ‘’اقم الصلوه لذكري'’ (نماز را براي ياد من به پا دار)
3- توكّل:
قرآن يكي ديگر از عوامل آرامش را “"توكّل “” واگذاري همة امور به خدا معرفي مي كند. به عنوان نمونه در سوره مباركه طلاق مي خوانيم”“ويرزقه من حيث لايحتسب ومن يتوكل علي الله فهو حسبه انّ الله بالغ امره قد جعل الله لكل شي ء قدرا”” “"واورا از جايي كه گمان ندارد روزي مي دهد، وهر كس بر خدا توكّل كند كفايت امرش را مي كند، خدا فرمان خود را به انجام مي رساند وخدا بر هر چيزي اندازه اي قرار داده است"".
كساني كه در زندگي احساس فقر وناداري مي كنند ويا دچار ناراحتيها ونگراني هاي ديگري شده اند، براي رفع همة اين مشكلات بهتر است به قدرتي كه فوق قدرتهاست وفنا ناپذير است اعتماد
كنند. چون قدر تي بالاتر از قدرت الهي نيست و به خير ومصلحت بندگانش واقف است. منظور از توكّل بر خدا اين است كه انسان تلاشگر كار خود را به خدا واگذارد وحلّ مشكلات خويش را از او بخواهد.
4- تقوي وپرهيزگاري:
تقوي از ماده (وقايه) به معني نگهداري است وبه اين معني كه انسان خود را از زشتيها وبديها وآلودگيها وگناهان نگه مي دارد.
تقوي يك نيروي كنترل دروني است كه انسان را در برابر طغيان شهوات حفظ مي كند ودرواقع نقش ترمز نيرومندي را دارد كه ماشين وجود انسان را در پرتگاهها حفظ واز تند رويهاي خطرناك، باز مي دارد.
يكي از آياتي كه مي توان اين برداشت را از آن داشت كه تقوي از عوامل آرامش است،آيه شريفة:
(الا انّ اولياء الله لاخوف عليهم ولا هم يحزنون الّذين آمنوا وكانوا يتّقون لهم البشري في الحيوه الدنيا والآخره….)
«آگاه با شيد (دوستان و) اولياي خدا نه ترسي دارند ونه غمگين مي شوند همانا كه ايمان آوردندو(از مخالفت فرمان خدا)پرهيز مي كردند در زندگي دنيا وآخرت،شاد(ومسرور)ند.
كه دراين آيه اهل ايمان وتقوا را بشارت داده است كه براي آنها در دنيا وآخرت ترس وناراحتي وجود نداردوآنها در امنيت وآرامش به سر مي برند.
5- توبه:
توبه وباز گشت از گناه وحركت به سوي خدا، تنها راه نجات گناهكاران، وسيله تقرّب ودوستي با خدا، تبديل كننده سيئات به حسنات ومايةاميد نا اميدان ونخستين مقام عارفان واوّلين منزل سالكان كوي دوست است.
.jpg)
يكي از آياتي كه به گونه اي اشاره به موضوع مورد بحث ما داردوبه گونه اي آرامش را در نهاد گنه كاران ايجاد مي كندوآنها را به رحمت الهي اميد وار مي سازد اين آيه شريفه است كه: «قل يا عبادي الّذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله انّ الله يغفر الذنوب جميعا انّه هو الغفور الرحيم»
(بگو اي بندگان من كه بر خود اسراف وستم كرده ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خداوند همة گناهكاران را مي آمرزد زيرا او بسيار آمرزنده ومهربان است.)
چون خاصيّت توبه بازگشت به خداوند است وموجب تخليّة روان از فشار گناه مي شود وحالت پاكي وطهارت نخستين را به انسان بر مي گرداند. براي همين احساس آرامشي عميق وجود انسان را فرا مي گيرد. ووقتي آرامش روحي ورواني ايجاد شد، انسان در زندگي به توفيقات عجيبي دست پيدا مي كند.
6- انس با قرآن:
قرآن كه خود يك نسخة شفا بخش براي همة دردها مي باشد، خود را به عنوان يك عامل جهت تسكين قلبها ومحكم كردن دل وآرام بخش معرفي مي كند. وهر كس با اين نسخة الهي انس بيشتري داشته باشد وبر خواندن آن مداومت داشته باشد احساس اطمينان وآرامش بيشتري بر وجودش حاكم مي شود.

قرآن خطاب به پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) مي فرمايد: «وقال الّذين كفروا لو لا نزّل عليه القرآن جمله واحده كذلك لنثبت به فؤادك ورتّلناه ترتيلا»
(وكافران گفتند: چرا قرآن يكجا بر او نازل نمي شود ؟! اين به خاطر آن است كه قلب تورا به وسيله آن محكم داريم و(از اين رو)آن را به تدريج بر تو خوانديم.)
از اين آيه بر داشت مي شود كه به تدريج خواندن قرآن ومداومت برآن موجب استحكام قلب ودل مي شود. ووقتي كه قلب انسان ثابت ومحكم شد، هيچ غم وناراحتي نمي تواند آرامش آن را بر هم بزند.
” كلمة فؤاد به معناي قلب است ومراد از آن چيزي است كه انسان با آن اشياء را درك مي كندوآن همان نفس انسان است. “
پس همانگونه كه نزول تدريجي قرآن بر قلب آن حضرت پيامبر (صلی اللهعلیهوآله وسلم)موجب آرامش وسكون نفس ويا استحكام نفس او مي گردد؛ تلاوت مستمر وانس مداوم با آيات قرآن، مي تواند موجب تثبيت قلوب وآرامش نفس میشود.
علت نمازهای روزانه از زبان رسول خدا(صلی الله علیه واله):
پاسخ
✅چرا نمازصبح میخوانیم؟
صبح آغاز فعالیت شیطان است هرکه در آن ساعت نماز بگذارد و خود را در معرض نسیم الهی قرار دهد از شر شیطان در امان میماند.
✅چرانمازظهرمیخوانیم؟
ظهر، همه عالم تسبیح خدا می گویند زشت است که امت من تسبیح خدانگوید. و نیز ظهر وقت به جهنم رفتن جهنمیان است لذا هر که دراین ساعت مشغول عبادت شود از جهنم بیمه میشود.
✅چرا نمازعصر میخوانیم؟
عصر زمان خطای آدم و حواست و ما ملزم شدیم در این ساعت نماز بخوانیم و بگوییم ما تابع دستورخداییم.
✅چرا نماز مغرب میخوانیم؟
مغرب لحظه پذیرفته شدن توبه حضرت آدم است و ما همه به شکرانه آن نمازمی خوانیم.
✅چرا نماز عشا میخوانیم؟
خداوند متعال نماز عشا را برای روشنایی و راحتی قبر امتم قرارداد
منبع:
علل الشرایع شیخ صدوق،ص ۳۳۷
بزرگترین مدیتیشن ما نمازه.
تو نماز چکار میکنی؟
✅ اول وضو میگیری
دقیقا کجا؟
نقاط حساس بدن که چاکراهای انرژی اونجاهاس.
بعد میگن آب وضو باید سرد باشه.
????صبح زود پا میشی درس بخونی آب به صورتت نزن فایده نداره.با آب سرد وضو بگیر.هشیار میشی
✅ بعد رو به مرکز مغناطیسی زمین می ایستی
میگه لباس تمیز تنت کن،موهاتو شونه کن،عطر بزن،یه جای خلوت
عین کسی که داره میره مهمونی
✅ بعدش میگی: «الله اکبر»
خدا از همه بزرگتره.
مامان،بابا،درس… همه برن کنار
فقط خودتو الله
✅ بعد شروع میکنی به حمد
خدارو گفتن….بعد میرسی به یگانگی خدا
اینجا که رسیدی عظمت خدا رو میبینی
✅ تعظیم میکنی
پیامبر عظمت خدا رو دید به تعظیم افتاد
من و شما به تعظیم میفتیم بلکه عظمت خدا رو ببینیم
✅ حالا سر برمیاری
اینجا یکی از زیباترین گزاره های نماز اتفاق می افته.خدا داره با بنده ش عشقبازی میکنه
تو گفتی:«سبحان ربی العظیم و بحمده»؟ پاک و منزهی…عجب خدایی دارم ..بینظیره
خدا این تیکه از زبون تو حرف میزنه:
«سمع الله لمن حمده»
خدا میشنوه صدای کسی که داره حمدشو میگه ها! بارک الله دارم میشنوم…بیشتر!
یه نظر دیگه..دیگه آدم میتونه بایسته؟
✅ به خاک میفتی
حالا یه پله بالاتر از عظمت
«سبحان ربی الاعلی و بحمده»
بلند میشی میگی «الله اکبر»
دوباره میفتی
حالا میخوای پاشی.میتونی پاشی؟نمیتونی
✅ میگی «بحول الله و قوته اقوم و اقعد»
مگه خودش دستمو بگیره…نمیتونم پاشم
✅ رکعت دوم شهادت میدی
شهادت یعنی شهود…یعنی دیدن
یعنی شهادت میدم هیچی جز خدا نیست چون من هیچی جز خدا نمیبینم…من فقط دارم خدارو میبینم
✅ رکعت سوم لحنت عوض میشه…دیگه فقط ذکر میگی
پاک و منزهه…حمدم فقط مخصوص اونه…خداییم جز اون نیس…از همه ام بزرگتره
حس میکنی پله پله داری میری بالا
✅رکعت آخر سلام میدی
به کی سلام میکنن؟به کسی که ببیننش
«السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته»
پیامبرم که اینجاس!
سلام بر بندگان صالح!همه هستن
«السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»
سلام برشما..به کی داری سلام میدی؟
به شاهدان روز قیامت..ملائکه،اولیاء،اوصیاء
همه اومدن دارن نگاهت میکنن
حالا نمازت تموم شده ولی نمیتونی دل بکنی
اینجا یه نماز خون حرفه ای امام زمان میگه چیکار کن؟
✅ دو تا سجده شکر برو
مث یه عاشق و معشوق که قرارشون تموم شده.معشوقشو سوار تاکسی میکنه اما نمیتونه دل بکنه.هی برمیگرده نگاش میکنه…
حالا یه نماز خون حرفه ای دیگه_حضرت زهرا_میگه:
✅ تسبیحات حضرت زهرا رو بگو
چون الان تو اوجی..میتونی از هواپیما بپری پایین؟
هرچی تو تسبیحات اربعه گفتی پله پله رفتی بالا..حالا برعکسش
دستتو میگیره برت میگردونه پایین.آرومت میکنه.میگه چندساعت دیگه دوباره میبینیش
چرا «لا اله الا الله»و نمیگی؟
تو تشهد شهادت دادی
*
یبار اگه نمازتو درست بخونی با هیچ لذتی عوضش نمیکنی
منبع:
علی اکبر رایفی پور
سخنان ایت الله ناصری در خصوص بهاییت
ایت الله ناصری در خصوص بهائیت اظهار کردند: بهائیت یک دین ساختگی نوظهور است که «المجالسه موثره»؛ وقتی انسان با این افراد ارتباط پیدا کرد، عقایدش سست می شود و رنگ دیگری به خود می گیرد؛ بنا براین حتی المقدور باید از مجالست با آنان دوری کرد و به نفع است که ارتباط با بهائیت منقطع گردد، مواردی که در آموزه های فرقه بهائیت گنجانده شده افراد را به قعر چاه گمراهی فرستاده و آنها را گرفتار می سازد، بهائیت برای خود احکامی را هم به گمان خویش نازل شده می داند، به عنوان نمونه یکی از احکام آنها در خصوص ازدواج این است که بیش از یک زن جایز نیست، ازدواج با زن پدر حرام ولی با بقیه محارم مانند مادر و خواهر و … حلال است.
از آنجایی که خطر این فرقه ضاله همواره در کمین جوانان است، علما و مراجع عظام تقلید هر کدام در اظهار نظر های جداگانه ای در خصوص بهائیت و معاشرت با اعضای این فرقه سخنانی را مطرح کرده اند تا دشمنان به اهداف و آرزوهای خود که تسلط بر مردم و بهره برداری مادی از جامعه به نفع قدرت های طاغوتی از طریق این فرقه است نرسند.
حضرت آیت الله ناصری از علمای گرانقدر جهان اسلام نیز نسبت به اقدام اخیر فائزه هاشمی واکنش نشان دادند.
آیت الله ناصری در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه اخیرا برخی افراد در کشور به بهائیت اهمیت می دهند و اقدام اخیر فائزه هاشمی رفسنجانی در رابطه با ملاقات افراد بهائی آزاد شده از زندان، نظر شما در خصوص بهائیت چیست؟
اظهار کردند: بهائیت یک دین ساختگی نوظهور است که «المجالسه موثره»؛ وقتی انسان با این افراد ارتباط پیدا کرد، عقایدش سست می شود و رنگ دیگری به خود می گیرد؛ بنا براین حتی المقدور باید از مجالست با آنان دوری کرد و به نفع است که ارتباط با بهائیت منقطع گردد.
پدر جان،دعاکن تا بفهمم
مواظب باشید عاق والدین نشوید وپدرومادر نفرینتان نکنند وبگویند:خدایا من ازاین فرزندم نمی گذرم.
یک وقت خیره خیره به پدرومادرتان نگاه نکنید.حالا اگر آنها سر شما داد زده اند نباید کاری کنی.
پدر حاج شیخ عباس قمی"صاحب مفاتیح الجنان"،پای منبر حاج شیخ غلامرضا نشسته بود.حاج شیخ غلامرضا داشت از روی کتابی که شیخ عباس قمی نوشته بود{مفاتیح}مسئله می گفت.پدر حاج شیخ عباس قمی،نمی دانست این کتاب را پسرش نوشته،وحاج شیخ عباس هم چیزی به اونگفته بود.
حاج شیخ عباس آمد در گوش پدرش چیزی بگوید،ناگهان پدرش گفت:بیا بشین ببین حاج شیخ غلامرضاچه می گوید،بیا بشین ویادبگیر وبفهم.حاج شیخ عباس گفت: پدر جان دعا کن بفهمم.
نگفت این کتاب را خودم نوشتم.نرفت به مادرش بگوید پدرم جلوی جمع این را به من گفت.خیره خیره به پدرش نگاه نکرد.فقط آهسته گفت:“پدر جان! دعا کن تا بفهمم”.jpg)
پی نوشت:بخشی از سخنرانی مرحوم آیت الله مجتهدی
فضایل آیینه تمام نمای پیامبر
حضرت علي اکبر به عبادت و راز و نياز با خداوند عشق مي ورزيد؛ در راه فراهم آوردن نيازهاي بندگان خدا کوشا بود؛ ايمان راسخ، شجاعت و شهامت به او بخشيده بود و در طريق دانش و معرفت به کمالاتي نايل و چشمه هاي حکمت در روح و روانش جاري گشته بود؛ او محدّثي بنام بود که از جدش به واسطه روايت نقل مي کند. مقام والاي اين جوان هاشمي را از امور ذيل مي توان شناخت:
1. جامع ترين و بهترين سخن در خصوص فضايل او، همان بيانات حضرت امام حسين(عليه السلام) است که وقتي جوانش عازم ميدان رزم با اشقيا بود، بر زبان آورد.
2. ارزش معنوي علي اکبر تا به آن اندازه است که پدر بزرگوارش، که داراي مقام عصمت و امامت بود، زندگي پس از او را شايسته مرگ مي داند.
3. حضرت امام حسين(عليه السلام) به هنگام بدرقه جوانش به سوي ميدان، اين آيه را تلاوت کرد: “إِنَّ اللهَ اصْطَفي آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَي الْعالَمِينَ” و بدين سان، درجاتي از پاکي و طهارت روح را براي علي اکبر به اثبات رساند.
4. هنگامي که بدن علي اکبر زخمهاي فراوان برداشت، خطاب به پدر گفت: «از شربتي که رسول الله (صلي الله عليه و آله) به دستم داد، سيراب شدم که در آن تشنگي نيست.» و امام را براي نوشيدن اين شربت فراخواند و اين حقيقت، شأن و منزلت علي اکبر را تأييد مي کند.
5. امام سجاد (عليه السلام) بدن مطهّر او را در مقبره اي مستقل در مجاورت مرقد مطهّر پدرش به گونه اي دفن کرد که از ديگر قبور شهدا مشخص باشد.
6. معصومان(عليهم السلام) در روايات و زيارات مستقل، مقام او را به پاکي و طهارتِ نفس ستوده اند.
7. در نزديکي هاي کربلا، در جايي به نام «قصر بني مقاتل» امام حسين(عليه السلام) را خواب سبکي فرا گرفت که پس از آن، آيه استرجاع بر زبان جاري کرد، در گفت و گويي که ميان پدر و پسر رخ داد، علي اکبر عرض کرد:
«اي پدر، وقتي حق بودنِ ما قطعي است، ديگر از مرگ در راه آن باکي نداريم.»
امام وقتي چنين معرفتي را از پسر ديد، فرمود: «خدايت پاداش نيکو عطا کند! نيکوترين پاداش که بايد فرزندي از پدر دريافت کند.»
8. وقتي علي اکبر به شهادت رسيد، امام(عليه السلام) قاتلان او را به عنوان افرادي معرفي کرد که بر خداوند رحمان جسارت کرده و حرمت رسول الله(صلي الله عليه و آله) را هتک نموده اند.
9. حضرت مهدي (عجل الله) در زيارت ناحيه مقدسه او را از نسل پاک و تبار ابراهيم(عليه السلام)دانسته، بر او و پدرش درود فرستاده است.
10. عظمت مقام و خصال حميده اين جوان در حدّي است که در ميان اقوام عرب به بزرگ منشي و عزّت نفس معروف بوده و دشمنان، صفات خوب او را مورد تحسين قرار داده اند.
11. حضرت علي اکبر، از دو وجه، حيات معنوي و طيّبه دارد: يکي آنکه اهل معرفت، خِرَد و حکمت است. ديگر اينکه در راه احياي دين، حمايت از حريم ولايت و ستيز با شقاوت به شهادت رسيده، از اين جهت تا ابد زنده است.
پی نوشت:
ره توشه عتبات عالیات