#کتاب_دررکاب_علمدار.
#کتاب_دررکاب_علمدار. . .♥️!
#شهیدحامدجــوانی🌸
لباسهای او را میپوشید و میگفت: «مامان، نگاه کن ببین، به من میآید؟» همیشه آرزو داشت در مسیر امام حسین (ع) و در رکاب علمدار حسین (ع)، حضرت ابوالفضل (ع) باشد. شهید شود و فدای حضرت زینب شود. همیشه میگفت: «که ای کاش من مثل حضرت ابوالفضل (ع) به حضرت زینب (س) خدمت کنم» ورود به دانشگاه امام حسین (ع) برای او افتخار بود.
سعی میکرد نمازهایش را اول وقت بخواند و روی واجبات زیاد حساس بود. وقتی که به خانه میآمد و میگفت: «خیلی گرسنهام»، میگفتم: «پسرم، بیرون که قحطی نیست، هر وقت گرسنه شدی،چیزی بخر و بخور تا گرسنه نمانی!میگفت: «مامان گرسنه بمانم بهتر است از اینکه که نمازم را اول وقت نخوانم. پول غذا را به پارکبان میدهم تا ماشینم را جایی پارک کنم که بتوانم نمازم را در نزدیکترین مسجد بخوانم.
«انتخاب مسیر»
در سال ۸۸ وارد سپاه شد و رغبتش برای خدمت به نظام و انقلاب بیشتر شد. او همیشه میخواست طوری زندگی کند که برای دین و انقلاب مثمرثمر باشد. ابتدا کاردانی را در دانشگاه امام حسین (ع) تهران و سپس دوره تخصص توپخانه را در دانشکده افسری اصفهان گذراند و حدودا دو سال در تهران بود و ۶ ماه نیز در اصفهان.
او ۱۸ سال داشت و پیشدانشگاهی را تمام کرده بود و تازه دیپلم…
#نویسنده:سیدغفارهاشمی